آقا جانم...
ببخش که اینقدر بی وفاییم ببخش که اینقدر نارفیق و نامردیم
ببخش ...
هر کس به کسی نازد و من هم به تو نازم
ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازم
دوستت دارم مولای مهربونم
اما میدونم این دوست داشتن کافی نیست...میدونم فداتون بشم...
خودتون کمکمون کنید تا برای رفع موانع ظهورتون مفید باشیم...
کمکمون کنید دردی از دردهاتون رو دوا کنیم...
کمکمون کنید صبحها با دغدغه رفع غربتتون از خواب بیدار بشیمو روزمون رو با تلاش تو این راه به شب برسونیم...
کمکمون کنید همه لحظه های عمرمون رو در راه خدمت به شما آباد کنیم...
یا فتاح...درهای معرفت و بصیرت رو به رومون باز کن...
یا رب العالمین...ما رو برای این راه تربیت کن...
یا خیر الناصرین...برای رسیدن به این اهداف کمکمون کن...
یا غافرالخطایا...از لغزشهامون تو این مسیر به نیکی بگذر...
یا مبدل السیئات بالحسنات...فرصتهای از دست رفته رو برامون جبران کن...
از اولش برای تو آمدم؛ با یک اشارت! یک بشارت!
سید.. که زنگ زد، معطل نکردم؛ ذوق کردم. انگار تو مرا طلبیدی! انگار مرا از چاه، بیرون کشیدی. مرا غلامت نامیدی. قربانت بروم. فدایت بشوم. همه جا، مرا با نام تو می شناسند: «مهدی»!
می دانم عهدم را شکستم؛ اما هنوز عاشقت هستم. باور کن فقط خسته ام؛ دل شکسته ام! ولی هرگز از پای ننشستم. به هیچ کس دل نبستم. من هنوز، همان مهدی هستم!
حالا چند سال گذشت!؟ هنوز هم «سید» زنگ می زند و یاد تو، به دلم چنگ می زند. همه آنهاکه با من آمده بودند، رفتند! حالا، با انبوه اشک و آهم، تنهای تنها «تو را من چشم در راهم»! آنها هم که رفتند، مثل ماهند. می دانم تو را می خواهند. سر به راهند. باور کن، نه اهل گناهند، و نه در پی حشمت و جاهند!
مهدی جان!
*اگر تو نیایی سیلی ظالمان همیشه بر گونه مظلومان می خورد و صدای ظالم همه جا به گوش می رسد ...
*فقط توئی که می توانی داد عدالت سر دهی ... چون تو زاییده حقی ...
* کجاست آنکه شوکت ستمکاران را در هم می شکند؟؟؟؟
پنجشبه بود قبل از اینکه بخوابم با خودم داشتم حرف می زدم
و فکر میکردم می گفتم:
خدایا فردا جمعه هستش یعنی آقا فردا میاد اگه بیاد من تو خواب
باشم چی ؟ چطور صبح که بیدار شدم به همه چیز فکر میکردم الا اینکه امروز جمعه هستش
انگار یادم رفته بود ! دچار خواب غفلت شده بودم ...
باز امروز تا هفته ی بعد می شمارم که جمعه شود و دوباره خواب بمانم...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست!
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت
جانم بسوختي و به دل دوست دارمت
تا دامن كفن نكشم زير پايخاك
باور مكن كه دست ز دامن بدارمت.
آقاجان ياابن الحسن
دست هاي ما كودكان گمشده در وادي ترديد را بگير قول ميدهيم كه اين بار بدوون شيطنت دست هاي تو را محكم بگيريم تا ما را به خانه امن خدا برساني.
و با تو بودن خود عالمي است
گاهي با خود مي انديشم كه آيا
روزي خواهد رسيد كه ديدگانم لياقت زيارت تو را پيدا كند.
همه ترسم از اين است كه دوباره تو را در وادي حيرت و شك گم كنم.
در بازار دنيا سرگرم زرق و برق شوم و از هياهوي خلق تو را دوباره گم كنم.
مي ترسم از گامها و وسوسه هاي شيطان كه نرم و آرام دست هاي تو را از دستانم بيرون ميكشد و به دنبال خود تا جهنم مي كشاندم.
آري
من همان كودك سرگردان غافلم كه تو در جستجوي من در اين هياهوي هيچ بر هيچ دنيا مي گردي.
گاهي كه شعبان ميشود يا رمضان و محرم پيدايم ميكني و باز من بازيگوشانه فرار ميكنم.
اما اين بار آمده ام كه نزد تو بمانم.
شايد تو هم براي هميشه كنار من بماني.
حضرت آيةالله بهجت، رضوانالله تعالي عليه در پاسخ به سوالي در خصوص اشتياق جامعه براي ظهور حضرت صاحبالامر، ارواحنا فداه، پاسخي عجيب دادهاند كه سراسر درس و معرفت است.
سرويس فرهنگ و هنر جهان – شخصي از بهجت عارفان و سالكان ميپرسد: "امروز عده زيادي از مردم مشتاق آمدن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند، پس چرا حضرت ظهور نميكنند؟"
اين عارف بزرگوار در پاسخ ميفرمايند: "امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم اگر بيايد با او همان معامله را ميكنيم كه با آباء طاهرينش كرديم! آيا ميشود امام زمان چهارصد ميليون ياور داشته باشد و ظهور نكند؟! خدا توفيق دهد به سوي امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تير پرتاب نكنيم!" (كتاب پرسشهاي شما و پاسخهاي آيةالله بهجت، جلد اول)
مرحوم آقاي بهجت همچنين بسيار بر دعا براي فرج حضرت صاحبالامر تاكيد داشتند و ميفرمودند: "خدا ميداند تعداد اين دعاها بايد چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آيد! قطعا اگر كساني در دعا جدي و راستگو باشند... مبصراتي خواهند داشت و قطعا مثل ما چشمبسته نيستند. بايد دعا را با شرايط آن دعا كرد و توبه از گناهان از جمله شرايط دعا است، چنان كه فرمودهاند: "دعاء التائب مستجاب" يعني دعاي شخصي كه توبه كند، مستجاب ميگردد. نه اين كه براي تعجيل فرج دعا كنيم و كارهايمان براي تبعيد [دور كردن] و تاجيل [تاخير انداختن] فرج آن حضرت باشد!" (همان منبع)
همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آن ها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!
زمانی مرحوم شیخ ابراهیم حایری در مسجد کوفه معتکف بود، حضرت غایب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف را در خواب دید،
حضرت به او فرمود: این ها که در این جا معتکفند، از خوبان و صلحا هستند، ولی هر کدام حاجتی دارد: مال، عیال، خانه، قضای دین، رفع کسالت و مرض و ... ولی هیچ کس به فکر من نیست و برای ظهور و فرج من به طور جدی دعا نمی کند!
گویا حضرت علیه السلام از ما می خواهد که اعتکاف و توسل و دعایمان برای خصوص فرج و ظهور آن حضرت واقع شود، ولی ما به او خطاب می کنیم که: «عالم ز دست رفت، تو پا در رکاب کن.» و یا این که می گوییم: «ای یوسف زهرا، بیا.» غافل از این که او هم از خدا می خواهد که بیاید. مگر آمدن او به دست اوست که از او می خواهیم از زندان بیرون بیاید؟! بلکه همه باید از خدا بخواهیم تا اذن دهد او ظهور نماید. خود او هم منتظر امر خدا و الهامات خدا است، تا ظهور کند و خود را معرفی کند، و از غریبی و درماندگی نجات یابد؛ زیرا گرفتاری او، گرفتاری همه بشر، و نجات و فرج او، نجات همه و فرج برای همه است.
آری، او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
هر دقیقه ای که می گذرد جایگزین و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و دیگر برنمی گردد. ای کاش اگر خانه و درِ خانه را نمی دانیم، کوچه را می دانستیم!
حاج محمدعلی فشندی رحمة اللّه علیه هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف عرض می کند: مردم دعای توسل می خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می خواهند، و دوستان شما ناراحتند.
حضرت می فرماید: «دوستان ما ناراحت نیستند!»
ای کاش می نشستیم و درباره این که حضرت غایب علیه السلام چه وقت ظهور می کند، باهم گفت و گو می کردیم، تا حداقل از منتظرین فرج باشیم. اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. چرا ما حداقل مانند نصاری که در مواقع تحیر با انجیل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمی کنیم؟!
در فکر آن باشیم که با حضرت غایب علیه السلام رابطه داشته باشیم
یکی از امور مهم بلکه از اهم امور این است که بدانیم چه کار کنیم تا مثل کسانی از علما و متشرعه و صلحای تابع علما باشیم که فرج شخصی و ارتباط خاص با حضرت ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف داشته اند، و محتاج نبوده اند که در امور خودشان یا غیر خودشان فی الجمله عدل عمومی را خواستار باشند. از قبیل نواب اربعه و علمای معاصر آن ها که مقامات و کراماتی داشته اند که ما نداریم، به طوری که نمی توانیم بگوییم مثل آن ها هستیم. باید مجالسی تشکیل دهیم و با رفقا و اصدقا بنشینیم و مذاکره کنیم که به چه راهی می شود به آن حضرت رسید و با آن حضرت رابطه داشت؛ زیرا بلاکلام هر فیضی به ما می رسد - چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و یا خارجی، و چه جسمانی و چه روحانی - فقط از ناحیه همان یک فیض است و توجه به همه ائمه علیهم السلام هم به او راجع می شود؛ لذا شخصی به حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله توسل نمود و حضرت رسول صلی اللّه علیه وآله او را به فلان امام و فلان امام و در آخر به امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف حواله داد.
منبع:
1- پایگاه حوزه به نقل از هفته نامه افق حوزه (به صاحب امتیازی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم): ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال آیت الله بهجت (قدس سره)
2- سایت آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)
اُشْهِدُكَ يا مَوْلاىَ اَ نّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ
گواه گيرم تو را اى مولا و سرور من كه من گواهى دهم به اينكه معبودى نيست جز خداى يگانه كه شريك ندارد
وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبيبَ اِلاّ هُوَوَاَهْلُهُ
و نيز گواهى دهم كه محمد بنده و رسول او است و محبوبى نيست جز او و خاندانش
وَاُشْهِدُكَ يا مَوْلاىَ اَنَّ عَلِيّاً اَميرَ الْمُؤْمِنينَ حُجَّتُهُ
و گواه گيرم تو را اى مولاى من كه على امير مؤ منان حجت خدا است
وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَالْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ
و حسن حجت او است و حسين حجت او است
وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَبْنَ عَلِي حُجَّتُهُ
و على بن الحسين حجت او است و محمد بن على حجت اواست
وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ وَموُسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ
و جعفر بن محمد حجت او است و موسى بن جعفر حجت او است
وَعَلِىَّ بْنَ موُسى حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِي حُجَّتُهُ
و على بن موسى حجت او است و محمد بن على حجت او است
وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍحُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِي حُجَّتُهُ
و على بن محمد حجت او است و حسنبن على حجت او است
وَاَشْهَدُ اَ نَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْ خِرُ
و گواهى دهم كه تو حجت خدائى ، شمائيد اول و آخر
وَاَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقُّ لا رَيْبَ فيها
و مسلماًبازگشت شما حق است كه شكى در آن نيست
.
.
.
فَاشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ
پس گواهى ده بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم
.
.
.
وَنُصْرَتى مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَكُمْ
و ياريم براى شما آماده است و دوستيم خالص و پاك براى شما است
فرض کن حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به تو مهمان گردد
ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبهه و سالم زه همه دارائیت،داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟با چنین شرط که در حافظه اش دست نبری!
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران،میتوان گفت تو را شیعه اثناعشری؟
انشاالله که شرمنده اش نشویم
