شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام علی جون تو آدم خیلی خوبی هستی نشون به این نشون که الان کلی نشونت کردن که کلی نینشون داری.
ودر رابطه با این تاپیکتم بگم اگر می خواین واقعآ از ته دل امام زمان خوشحال کنین و یک منتظر خوب باشین و محبوب دل آقا امام
زمان بشین دو کار باید انجام بدین 1- گناه نکنین 2- واجباتتون رو به موقع انجام بدین . البته کنارشم یکی مستحبات انجام بدین
از غم دوست دراین میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش دادکشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
درغمت ای گل شاداب من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه ی فرهاد کشم
سالها می گذرد حادثه ها می اید
انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم
آقا اجازه!
اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران
آقا اجازه!
پشت به من کرده قلبتان
ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!
...
قصدم گلايه نيست،
اجازه!
نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»
من خسته ام از آتش و از خاک، از زمين
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!
آقا اجازه!
سنگ شدم، مانده در کوير
باران بيار و باز بباران از آسمان
- اهل بهشت يا که جهنم؟
خودت بگو!
آقا اجازه!
ما که نه در اين و نه در آن!
«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»
يا
زير دستهاي نجيب تو در امان!
'صفا
گفتم:
اگر می دانستم کدامین روز می آیی؟
به احترام آمدنت گناه نمی کردم.
گفت :
آن روز که تو گناه نکنی به احترام گناه نکردنت می آیم
شروع کرده ام...
هدایت و رهبری ام با خودتان...
دیگر دلم نمیخواهد راهم کج بشود...
مسیر مستقیم رامیخواهم..
همان که به خدا ختم میشود..
همان که بهشان نعمت های فراوان داده میشود...
نه راه شیطان...
دلم تغییر خواست و از خدا خواستم...
جور شد و وارد شدم...
ادامه راه را میخواهم بیمه شما باشم...
زیر سایه شما باشم..
دستم را بگیرید تا دوباره راهیه, راه, نا راه شیطان نشوم..
یه بنده خدایی می گفت:تویی که دم از عاشقی و نوکری حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ارواحنا له الفداء میزنی حاضری به خاطر حضرت که جان عالم به فدایشان باد از خوابت و آرزوهات و... بگذری یا نه فقط حرف میزنی یادت باشد که اولین شرط عاشقی اینست که مجنون باشی.
اللهم عجل فی فرج مولانا الصاحب الزمان بحق الحسین الشهید
من که در کوله ی خود هیچ ندارم چه کنم...؟!
من که از این همه عالم جز بغلی هیچ ندارم، چه کنم؟!
با تو ام جان من ای دُرّ پریشان خاطر
یاد تو جمع پریشانی مجنون خاطر...
با توام جان به فدایت، تنها!
تا به کی این دل من پیش تو رسوا... تا کی؟
گر نگیری سر این رشته ی بی دنباله...
گر نگیری ز لب جام جمت لعل پیاله دائم...
من و این جام و دل و لعل و پیاله تا کی...؟!
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام
از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت
بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...
مولا شمار درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
سید حمید رضا برقعی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا ؛
مگذار که ،
ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبه دین ، یا حَمَله تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .
که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .
که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ، که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید کنندگانم سازد .
که آن چه را «حق می دانم» به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .
اللهم عجل لولیک الفرج
بیا که لحظه لحظه های انتظار تمام وجود خسته ام را به نیستی کشانده است
آقاجون بیا...قربون چشمات بشم...قربون اشکات بشم بیا...خودم و خانواده ام و هر چه دارم و ندارم به فدایت بیا...آقا فقط بیا بدون تو خیلی سخته...به خاطر من نه ولی به خاطر خوبا بیا
بچه ها بیایید و همه با هم با تمام قدرت تلاش کنیم تا آقا بیاد.دیگه گناه نکنیم دیگه کارهای مکروه انجام ندیم... خوش اخلاق باشیم و همیشه به یاد آقا باشیم. بچه ها آقا غریبه... آقا به خاطر گناه های ما گریه میکنه. چطور باید شاد باشیم چطور باید بخندیم.
بیایید و همه برای ظهور دعا کنیم...بیایید دعا کنیم...مطمئنا دعای ما بی تاثیر نیست...بچه ها شاید این جمعه بیا...به خودمون نگاه کنیم ببینیم واسه چی آقا نمیاد...آیا واقعا آقا از ما راضیه؟
شاید این چمعه بیاید....شاید...
یک منتظر
کاشکی آمده بودی و زمین سرد نبود
این همه روی زمین آدم نامرد نبــــــود
خسته ام! مهدیِ من! حال مرا می فهمی؟
حال من را که نصیبم به جز از درد نبــــــــود
...
تو بهاری و اگر آمده بودی، گل ها -
دلشان منتظر حادثه ای زرد نبـود
تو اگر آمده بودی همه انسان بودیـــــــم
نفسمان این همه هرجایی و ولگرد نبود
هیچ کس اهل ریا کاری و تزویر و فریب
هیچ کس مدّعی آن چه نمی کرد نبود
ندبه ها و فرج و العجل و عهد... چه سود؟
کاش این شهر پر از آدم بی درد نبــــــــود
(شاعر: وحیده افضلی)