تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
دلـــم شکستی و جــانم هنـــوز چشم به راهت
شبـــــی سیــاهم و در آرزوی طلعت مــــــــاهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگـــر قبـــول تـــو افتـــد فـــدای چشم سیــاهت

زگـــرد راه بـــرون آ کـــه پیــــــــــر دست به دیوار
به اشـــک و آه یتیمـــــان دویـــده بر ســـر راهت

بیـــــا که این رمـــد چشم عـاشقان تـو ای شـاه
نمـــی رمد مگـــر از تـــوتیای گـــرد سپـــــــاهت

بیا که جـــز تـــو ســزوار ایـــن کلاه و کمر نیست
تـــویی که ســـود کمـــربند کهکشان به کـلاهت

جمــــال چـــون تو به چشم و نگــاه پاک توان دید
به روی چــون منــی الحــق دریغ چشم و نگاهت

بــــرو به کنـــج خـــــراباتت ای نـــــدیم گــــدایان
تــو بختت آن نه که راهی بود به خلـــوت شاهت

در انتظار تــــو می میـــــرم و در ایــــن دم آخــــر
دلم خوش است که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به بـــاغ تو گل بر دمیـــد و من به دل خــــاک
اجـــازتی که ســـری بر کنـــم به جـــای گیاهت

تنـــــور سینه ما را ای آسمـــان به حـــــذر باش
که روی مــــاه سیــــه می کنــــد به دوده آهت

کنــــون که مـــی دمد از مغـــرب آفتــــاب نیابت
چـــه کوههای ســلاطین که می شود پر کاهت

تــــویی که پشت و پنــــاه جهــــادیان خــــدای
که سر جهــاد تــویی و خداست پشت و پناهت

خــــدا وبال جــــوانی نهـــد به گـــردن پیـــــــری
تو شهــــریار خمیـــــــدی به زیـــــر بار گنـــاهت


گوش بدهید


ای کاروان
ای کاروان آهسته ران کآرام جانم میرود
آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
خسته شدم آقا از دو راهی های زندگی ، خسته شدم از تصمیمات اشتباه ، شرمنده شدم از توبه و انابه شب هنگام و تکرار گناه در روز، حتی شاید از زندگی تو این دنیا...


خدایا دنیات برای دنیا پرستات، من نمی خوام ولی حالا که مجبورم تو این دنیا باشم، لیاقت بده تا منتظر خوبی باشم...
جانا
تو همان شقایق معروف شعر سهرابی
تا تو هستی زندگی باید کرد...


اللهم عجل الولیک الفرج

مثل چشمان پر از دلهره قرباني
ماه مي سوزد در پنجره زنداني
بانگ مرغي اگر از دور شکافد شب را
واي جغدي ست که مي خواند از ويراني
آي خو کرده به خشکي ها، تاريکي ها
آي آدم ها آدم هاي سيماني
حاصل دل سوختگي، سوخته بر پيشاني
گرچه از چشم شما نور نخواهد روييد
ياوه مي بافيد از دنيايي نوراني
يأس در هيأت عفريت به من مي خندد
خبري نيست در آن سوي شب ظلماني
تيره تر خواهد شد فردا آفاق زمين
وقتي از خاک برآيد شبح سفياني
باز با خنده سر هرزه درايي دارد
مي دمد بر دل ها افسوني شيطاني
من به خورشيدي از مغرب مي انديشم
که برآيد پس از اين تيرگي طولاني
از دل حادثه مردي خواهد آمد
که به آفاق زمين نور کند ارزاني

............
شعر از اسماعيل اميني

اللهم عجل الولیک الفرج
با کدام آبرویی روزشمارش باشیم
عصـرها منتظر صبح بهارش باشیم

کاروان سحرش بهـر همه جا دارد
تا که جا هست،چرا گرد و غبارش باشیم

سالها منتظر سیصد و اندی مرداست
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

گیرم امروز به ما اذن ملاقاتی داد
مرکبی نیست که راهی دیارش باشیم

سالها در پی کار دل ما راه افتاد
یادمان رفت ولی درپی کارش باشیم

ما چراخوب ترین ها به فدای قدمش
حیف او نیست که ما میثم دارش باشیم

اگــر آمــد خبــر رفتـن مــا را بدهیــد
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

البته با بیت آخر مخالفم!
کلیک کنید

برای دیدن رویت دلم مهیا نیست
میان صحن دو چشمم برای تو جا نیست

ز بس که خانه ی یاران به رنگ دنیا شد
دگر برای تو جایی به غیر صحرا نیست


طبیب گونه تو درد مرا نشانم ده
کسی که درد نفهمد پی مداوا نیست

برس به داد دل من که بی کسی سخت است
اگر چه مثل تو مردی غریب و تنها نیست

هر آنکه عشق تو دارد همیشه آرام است
کسی که بندۀ یار است اسیر دنیا نیست

شبیه صوت غریبی که روی نی می خواند
صدای غربت ما را کسی پذیرا نیست

شفیع هر دو جهانم که همتم داده
به تار موی تو سوگند غیر زهرا نیست


آیت‌الله العظمی بهجت رضوان الله علیه می‌فرمود:

افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود

به مسجدجمکران میروند و نمی دانند که خود آنحضرت

چه التماس دعایی ازآنها دارد که برای تعجیل فَرج او دعا کنند !

[تصویر: 29171787441018105270.jpg]
بسم الله

بیا مهدی شب هجران سحر کن /// بیا از پرده ی سیاه گذر کن
بیا ای آفتاب خوب پنهان /// بیا شام مرا با خود سحر کن....


اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست

جهان به یمن وجودت به افتخار شماست


بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم

ولی تمام نظرها به لطف و جود شماست


بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم

اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست


بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند

قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست


بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه

هزار همت و کاوه فدای راه شماست


بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق

دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست


بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم

اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست


بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر

که با ظهور وجودت جهان فدای شماست


بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی

و بین این همه دلها دلی برای شماست


بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند

هزار نامه مصری که جان فدای شماست


بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع

که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست


بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس

که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست


بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا

که جان برای شهادت به کربلای شماست


بیا بیا گل نرگس و العجل مولا

که این نوای هدایت و با نگاه شماست
آدرس های مرجع