تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
میدونم این شعر خیلی قشنگ نیست ولی...


دقیقه های خالی سکوت مبهم
نشان ندارد از تو و نشان ندارد از خدا
من از تمام عمر خود
من از تمام لحظه لحظه های بودنم
همین سه واژ را بلد شدم
خدا خدا خدا و گاه گاهی هم شما
نه من سرود انتظاری از برم
نه تحفه ای به جز خیال دیدنت؛ دربرم
ندیدمت... ندیدمت ولی
تو را میان چشم های اشکبار مادرم
تورا در اوج قلب ساده ی همین پیرمرد پیر
تو را چو سرو، ایستاده بر تفکرات یک معلم و مدیر
تورا میان دست های پینه بسته ی... زارعی از این حوالی های دل دیده ام
تو ای تمام آسمان
تو ای سرود قلب هایمان
تو ای ولی، تو ای پدر، تو ای حبیب غنچه های باغ دل
ظهور کن
ظهور کن
و با ظهورت ای پدر
دل خراب و کهنه ام
ز دیو کفر، ز دیو آخرالزمان تو دور کن..
بیا ولی من بیا
بیا دلم شهید شد ز هجر تو بیا
بیا دلم اسیر شد، پدر بیا
سلام
یه سوال داشتم:

اولش باید بگم که ما می تونیم یک نفره جلوی تمام این سیستم شیطانی ((منظورم فراماسونری و شیطان پرستی و ..... هست)) بایستیم. برای اینکه سرور ما امام مهدی -عج- با فقط 313 نفر خواهند توانست جلوی تمام جهان ((که همگی نظم نوین جهانی را پذیرفته اند )) ایستاده و حتی آنان را شکست دهند.

سوال من این است :
من چه کار کنم تا یک نفره کاسه و کوزه ی آنان را بشکنم؟؟؟

ممنون می شم از نظرات گرانبهایتان آگاهم کنید.
پی تو در خلوت تو، شب همه شب بیدارم
ای سفر که من چشم به راهت دارم
خانه ام ابری و چشمان تو همچون خورشید
چه کنم؟ دست خودم نیست اگر می بارم
که برای من از این پنجره ها حرف بزن
من بدون تو از این پنجره ها بیزارم
جان من، هدیه ناچیزی تقدیم شما!
گرچه در شأن شما نیست، همین را دارم
کاش می شد در این حلقه، شبی از شب ها
دست در دست تو ای خوب ترین بگذارم
من که تا عشق تو باقی است، زمین گیر تو ام
لا اقل لطف کن از روی زمین بردارم

به امید ظهور

با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟
آشنای" لا فتی الا علی" اینجا کجاست؟
صاحب" لا سیف الا ذوالفقار "ما چه شد؟
چهارده قرن است، چهل منزل عطش پیموده ایم
التیام زخم های بی شمار ما چه شد؟
چشم یوسف انتظاران را کسی بینا نکرد
روشنای دیده امیدوار ما چه شد؟
ذوالجناحا! عصر ما چون عصر عاشورا مباد
دشت را گشتی بزن، بنگر سوار ما چه شد؟
باز ای"موعود" بی تو جمعه ای دیگر گذشت
کُشت مارا بی قراری! پس قرار ما چه شد؟
می نشینیم تا ظهور سرخ مردی سبز پوش
آن زمان دیگر نمی پرسیم بهار ما چه شد؟

به امید ظهور

آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم
می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد
اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم
برگشتنت در قلب های مرده مردم
همرنگ طوفانی ترین دریاست ، می دانم
جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست ، می دانم
در باور کوتاه این مردم نمی گنجد
وقتی که بیایی اول دعواست ، می دانم
ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری
یک بار حس بودنت زیباست ، می دانم
آقا اگر تو برنمی گردی دلیل آن
در چشمهای پر گناه ماست ، می دانم
کی بازمیگردی ، برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست ، می دانم
تو باز می گردی اگر امروز نه ، فردا
از آتشی که در دلم پیداست ، می دانم

به امید ظهور
هر کس با انگیزه ای وارد سپاه و یاری رساندن به حضرت حجت میشه


فکر میکنید شیعه ی ناب به چه انگیزه ای وارد سپاه و خدمتگذاری به اون حضرت میشه؟؟؟؟؟




.
.
.
.
.
.


کوچه ی بنی هاشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در دیده به جای خواب آب است مرا

.........................زیرا که به دیدنت شتاب است مرا

...........................................گویند بخواب تا به خوابش بینی

................................ای بی خبران چه جای خواب است مرا Sad

خیلی دلم هوای جمکرانو کرده ......
ای غایب همیشه خاص

تو در پشت كدامین رنگینكمان پنهان شدهای كه هیچ تلألؤ خیره كنندهای نمیتواند پیدایت كند؟
تو همچون رعد، بر سجاده برق، نماز میخوانی كه اثرش همچون صاعقه، آرزوی دیدار عاشقانت را به خاكستر تبدیل می كند.
تو انعكاس كدامين صفت خداوندى، كه عاشقانت میان غیبت و ظهورت غوطهورند؟!
تو چگونه در غیبت به سر میبری كه همه منتظرانت تو را می شناسند؟!
تو چگونه آشكاری كه عاشقانت قامت معشوقشان را نمیبینند؟!
تو چگونه در غیبتی كه عاشقانت با التماس در برابرت. آرزوی ظهورت را دارند؟!
تو چگونه در غیبتی كه مظلومان، چشم به قیام تو بستهاند و داد از تو میخواهند؟!
تو چگونه در غیبتی كه نیازمندان عاشقت، شفاعت از تو می خواهند؟!
تو چگونه در غیبتی كه عاشقانت، همچون پروانه، دیوانهوار گرد وجود تو میگردند، تا با آتش زدن وجودشان به تو رسند؟
تو چگونه در غیبتی كه وقتی میرفتی نوید آمدنت را دادی و گفتی من و تو در مكه به هم میرسیم.
هر روز و شب به امید آن روز رو به كعبه، خانه آرزوهایم، میایستم و چشم به راهت، به افق نگاه می كنم و لحظهلحظه وجودم بی قرارتر از دیروز میشود. امروزم تشنهتر از دیروز و فردایم تشنهتر از امروز. به امید دیدارت میایستم و درتلألؤ خیرهكننده نورها، تو را می جویم.
میجویمت، میبویمت، ولی همچنان دل در آرزوی دیدارت میتپد و با هر تپش، يامهدى! يامهدى! میكند و میگوید: انتظار، انتظار سخت تر از جان كندن است.
بیا كه با آمدنت به پایت بوسهها زنم و جای پایت را با عشقی كه در دلم نهفته است، قاب بگیرم.
بيا كه با آمدنت تنهاييهاي عاشقانت را پايان دهي و عاشقانت را در اين وادي تنها نگذارى، يامهدى!
شگفتا! كه چه راز آشكاری در غیبتت نهفته است.
یاران راه صفا گم كرده اند.
سلام مولای مهربونم
نمیدونم این لحظه ها کجا و در کدوم وادی مشغول مناجات و رازو نیازید...
ولی میدونم دل مهربونتون پر از غمه...
فدای دل پردردتون مولای من...فدای هر رکوع و سجودتون...فدای هر نشست و برخاستتون... فدای پیشانی مبارکتون که از شوق معبود بر خاک می نهید...فدای چشمهای پر اشکتون که هر صبح و شام در مصیبت جد غریبتون می گریید...فدای دهان معطرتون وقتی حمد و تکبیر می گویید...فدای دستهای مطهرتون وقتی قنوت می گیرید...
مولای مهربونم...میدونم شما مظهر اسمای الهی هستید و غنی و بی نیاز از یاری ما...
و پشت پرده های غیبت منتظر برگشت ما ...
و خود را به غیبت زده اید بلکه فرصتی باشه برای بیداری اندیشه های ما...
مولای مهربونم...نصرتی معده لکم ...بیدار شده ام و اماده برای یاری شما...دستهای تهی ام رو بگیرید و کمکم کنید که کمکتون کنم...
فدای تو مولای غریبی که در غیبت مانده ای تا ما توشه راه برداریم...مودتی خالصه لکم...
بهشتم شمائید و جدائی از شما برام عذاب جهنم...
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار
توبه بر لب, سبحه بر کف, دل پر از شوق گناه // معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
میدانم و یقین دارم با ظهور هم اکنون تو .... در این وادی پر از ظلم و ستم تو نیز همانند پدرانت به شهادت خواهی رسید. پس ظهوری کن که انتظار منتظران در پسش باشد...

ای امام عزیز برای آن کسانی که واقعا منتظر تو هستند, تو ظهور کرده ای و غایب نیستی
پس بلاشک کسانی که وجود و حضور تو را درک نمیکنند, منتظرانی هستند ساکن و راکد
وبدان من منتظرت هستم بی آنکه در رکود نشستن منتظرت باشم...

یا علی مدد
دلگیر مباش
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت. دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او او دلش برای پذیرش مهربانی تنگ است گناه از او نیست تو هم با تمام مهربانیت زیبا ترین معصوم دنیایی پس خود را گنهکار نبین .
من عیسی نامی میشناسم ده بیمار را در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت.
من خدایی میشناسم ابر رحمتش به عمر زمین و زمان باریده یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر می گویند. پس چرا می پنداری بهتر از آنچه عیسی و خدای عیسی را سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدر دانی می کنند؟؟
پس از ناسپاسی شان نرنج. اما برای شادی دلشان بکوش ،که با مهربانی روح تو آرام می گیرد،تو با مهرت پر و بال می گیری و خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد .
دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز.
اگر دیدیدم روزی نمی توانیم کسی را ببخشیم بدون شک مشکل از بزرگی گناه طرف مقابل نیست بلکه مشکل از کو چکی و حقارت قلب ماست.......
کودکان آبادی ام، بر جاده نشسته اند و مردان مسجد، نمازشان را با خود به صحرا کشانده اند، التهاب تازه غیبت آخرین ستاره هر روز، تازه تر می شود. دیگر همه عجله دارند؛ حتی برای احوال پرسی، وقت ندارند. زمان هم عجله دارد؛ ولی به سراچه ظهورت نمی رسد. گفته ام بام کعبه را بپایند، گفته ام چشم از جاده ها برندارند.
آدرس های مرجع