تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
یا مهدی جان ادرکنی
گاه و بیگاه که به یادت می افتم تنها یک چیز برایم می ماند و آن هم شرمندگی است
دیگر چیزی برای گفتن ندارم
يا حق
اين شعر انقدر قشنگ بود كه نتونستم از گذاشتنش تو اين تايپيك چشم پوشي كنم!ببخشيد اگه طولاني اما حرف دله !
جواد شيخ الاسلامي در مراسم شعرخواني (بيداري اسلامي) ويژه انتفاضه سوم مثنوي را قرائت كرد كه در ذيل اين مطلب آمده است:

به دل سوخته‌ي سوخته‌اش خنديديد
به غزل‌هاي برافروخته‌اش خنديديد

اف به روتان! همه‌ي باغچه را داس زديد
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زديد

رو به سر ريز شدن كاسه‌ي صبر دريا...
هان ببينيد كنون لشكر ببر دريا...

مثنوي آمده تا نعره‌ي هوهو بزند
بيت در بيت فقط "أينَ تفِرّوا " بزند

بيت در بيت فقط "أينَ تَفِرّوا "؟...آري
واژه در واژه فقط پيچش ابرو؟... آري

خنجر واژه به آن‌ها كه بداني بزند
به فلاني و فلاني و فلاني بزند

باز اين طايفه با دشنه و تيغ آمده است
"سر بدزديد كه هفتاد و دو تيغ آمده است "

اين جماعت پي عشق‌اند و به دريا راهي...
همه بي‌خانه عشق‌اند و به دريا راهي...

دل ز كف داده به دريا، همه مجنون، همه مست...
" پيرهن چاك وغزل خوان و صراحي در دست "

تا غبار از كف پاتابه‌ي شان برخيزد
كبر بيهوده‌ي صد كوه به هم مي‌ريزد

خون اين قوم اگر بند بيايد خوب است!
يد بيضا شده در بند بيايد خوب است!

واي اگر دست قضا حكم به اعجاز دهد
سنگ را بر كَنَد از خاك و به پرواز دهد...

واي اگر هق هق طوفاني دريا برسد
واي اگر وقت رجزخواني دريا برسد

واي اگر نعره‌ي «من حيدري‌ام» را بزنند
به شكافي كه به آن خانه علم را بزنند...

شده با خون، شده با آه؛ كه مي‌گيريمش
مكه از ماست؛ به والله كه مي‌گيريمش


ايهاالناس! حرام است، مبادا برويد!
حج كجا؟ عمره كدام است؟مبادا برويد!

راه اين نيست كه: "يك راست به حج بايد رفت "
گاه فرمان رسد: اي قافله! كج بايد رفت...

كعبه و سنگ بهانه است؛ خودش را درياب
مقصدت صاحب خانه است؛ خودش را درياب

جز پي فتح و ظفر، مكه مگر بايد رفت؟
غير از اين باشد از اين قافله در بايد رفت...

ايهاالناس! حرام است، مبادا برويد!
حج كجا؟ عمره كدام است؟مبادا برويد!

اف به روتان! همه‌ي باغچه را داس زديد
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زديد

تا بشر هست شما خوار ابرنكبت‌ها
ننگ اسلام و نگونسار ابرنكبت‌ها

از تمامي جهان مشت و لگدخواهي خورد
و به دستان يل فاطمه حد خواهي خورد

اين قلم آن قلمي نيست كه سرريز شود
هرچه كه تيغ خورد تيز شود تشز شود

اين قلم آن قلمي نيست كه بي سر برود
از بلاسوزي اين معركه ها دربرود

اين قلم آمده تا نعره هوهو بزند
بيت در بيت فقط اين تفروا بزند

سر بدزديد ندزديد رفيق آمدني است...
رقص شمشير و سپس چرخش تيغ آمدني است...

هر كه با آل علي در پي شر مي‌گردد
تيغ گم كرده و دنبال سپر مي‌گردد...

سرنوشتت همه مغضوب دو صد ايل شدن
بنشيند به دلت حسرت قابيل شدن

بنشيند به دلت داغ مسلمان كشتن
داغ مالك كشي و بوذر و سلمان كشتن

هر كه با آل علي در پي شر مي‌گردد
تيغ گم كرده و دنبال سپر مي‌گردد
نيانيا گل نرگس جهان كه جاي تونيست
دوصد ترانه به لب ها يكي براي تونيست
نيانيا گل نرگس كه در زلال دلي
هزار آيينه نقش و يكي زخال تونيست
.
.
.نيانيا گل نرگس به جان تشنه ي عشق
دعا دعاي ظهور است ولي براي تونيست
سلام

تو کتاب الفبای مهدویت نوشته:
اگه تو قنوت نماز دعای سلامتی امام زمان (اللهم کن لولیک الفرج) رو بخونیم، خود امام زمان دست بدعا بر میدارند و برای 90 عدد از حاجت های ما دعا می کنند
حالا یه سوال
اگه روزی 2 رکعت نماز برای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخونیم ...
چی میشه؟
2 رکعت نمازی که سر جمع از وضو گرفتن و دنبال مهر گشتن و خوندن نماز و دعای بعد از نماز 5 دقیقه بیشتر نمیشه


خدایا ما را به خوبی های خودمان که نه، به امام زمانمان ببخش
ببخش از اینکه مثل بچه ای که دست مادر و پدرش رو تو خیابون ول کرده و اصلا دنبالش نمی گرده
نمی گرده، چون غرق در زیور های خیالی اطرافش شده
تنها چیزی که میشه گفت
آقا جان غلط کردم
غلط کردن رو گذاشتن واسه این جور وقت ها دیگه
کمکم کن بنده و منتظر خوبی بشم
بسم رب العشق
او می آید تا خانه طوفان زده قلبهایمان را بانگاه پیغمبر گونه اش آرام سازد واسلامی که با افکار جاهلانه امان کشته ایم زنده کند.اما من عاشقی سر گشته که به دنبال محبوب سالهاست چشم به در مانده ام اما جز انتظار برای آمدنش چه کرده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شاید زمان اندکی باشد که معنای واقعی نبودنش را فهمیدم واز آن زمان سعی در جبران گذشته ها کردم به امید وصل او که خوب میدانم بسیار به منتظرانش نزدیک است و به ندای قلبهای شکسته شان پاسخ می دهد واز اینجا ودر کنار تمام عاشقانش فریاد مهدی بیا را با زبان وقلب به خون نشسته از فراقش سر میدهم وباز برای آمدنش الهم عجل لولیک الفرج می خوانم

غم عشقت مرا بیچاره کرده دل تنگ مرا صد پاره کرده
هوای دین روی تو یک عمر مرادر کوچه ها آواره کرده
نمی دونم بهاره یاخزونه فلک با عشقا نا مهربونه
جوونیم رفت وآقامو ندیدم غم این دل غم مرگ جوونه
گل سرخ وسفیدوم کی میای سحر خیز مدینه کی میای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا صاحب الزمان. من صد بار باهات عهد بستم که دیگه گناه نکنم. امّا باز عهدمو شکستم. خیلی شرمنده ام. میدونم که خیلی از دستم اذیت میشی. میدونم صبح تا شب برامون اشک میریزی که خدا گناهامونو ببخشه. من یار خوبی برات نیستم. ولی سعیمو میکنم که اونطوری که میخوای بشم. کمکم کن...
سالها قبل، از همان وقت که کفشهاي کوچک دنيا را پايمان کردند

ياد گرفتيم
کسي هست که همه دنيا منتظر اوست،
از آن وقت تا به حالا،
ما به انتظار نفس مي‌کشيم،
به انتظار زمستان را بهار مي‌کنيم
و
به انتظار زنده‌ايم ؛
بگذار مدعيان دروغين هر چه مي‌خواهند بگويند؛ فرمودي "فرج" به اراده خداوند است و هر كس
براي ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست؛

طلوع ستاره صبر در بهار بهانه خوبي است براي آمدنت،
تا
در امتداد لبخندهاي معطر نگاهت تازه شويم...

در این خلوت دوست داشتنی که زبان به اعتراف گشوده ام شما رهگذران مهربان را به همدردی با خود فرا
میخوانم باشد که در این راه همراهی ام کنید.
هر بار که قلبم از تیرگی های دنیا به درد می آید وبا خدای خود نجوا میکنم دم از غریبی میزنم از اینکه چقدر
تنها هستم و حال آنکه شاید به واقع اینگونه نباشد.چه کم لطف هستم نزد کریمی اینگونه گلایه می کنم و
از بی کسی می نالم چه آنکه او همه کس من است و مرا غیر از او نیازی نیست.وقتی میان قنوت اشک و
ناله نوای تنهایی سر میدهم صدایم میکند:بنده ام تو غریب و تنها نیستی.و من سرافکنده و خجالت زده
سکوت می کنم چون اوست که حقیقت را می داند.آری غریب و تنها نیستم زیرا در زندگی ام حتی آن
زمانی که خطامی کنم اطرافیان دلداری ام می دهند و گاهی پناهم می شوند تا با شنیدن گوشه ای
از غم هایم مرحمی برقلبم باشند.اما غریب واقعی؟!
اینبار که صدا را واضح تر شنیدم دلم بی نهایت شکست:
انا الغریب انا المهدی انا المظلوم
بیش از همه عزیز غایبی که همه ی جهانیان منتظر قیامش هستند مرا دلداری می دهد و معصومانه از درگاه
خدا برایم طلب عفو می کند،پرده نشینی که وقتی بر کتاب گناهانم نظر می افکند اشک می ریزد و می گوید:
تو که از منتظرانم هستی و می دانی من حاضر و ناظر بر اعمالت هستم چرا قلبم را می شکنی؟
شاید دلیل اینکه جمعه ها دل گرفتگی ام بیش از هر زمان دیگری ست به خاطر نظری است که آقا بر پرونده ی
اعمال هفتگی ام افکنده و اشکش سرازیر شده.
از رفتارهای اشتباه و خطاهایم از تمام آنچه که مرا از تو دور کرده و تو را در غیبت متوقف ساخته بیزارم
دستم بگیر و در راه رسیدن به خدا و خودت استوارم ساز تا دستی بگیرم و جهانی استوار شود.
جز خم ابروى دلبر هيچ محرابى ندارم

جز غم هجران رويش من تب و تابى ندارم

گفتم اندر خواب بينم چهره چون آفتابش

حسرت اين خواب در دل ماند چون خوابى ندارم

سر نهم بر خاك كويش، جان دهم در ياد رويش

سر چه باشد، جان چه باشد، چيز نايابى ندارم

کاش ماهم اینطوری بودیم.
یاد اون لحظه ای افتادم که آقام میگه اناالمهدی. وای عجب لحظه ای خدا کنه اون موقع تو رکاب آقامون باشه.
اللهم عجل لولیک الفرج
ه گزارش وبلاگستان مشرق، نویسنده وبلاگ "بنیان" نوشت: میگن حدود سالهای 62-63 که بازار انجمن حجتیه گرم بوده یه شبهه افتاده بود سر زبون ها که:اگه جنگ ما حقِ و ما سرباز امام زمانیم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چرا آقا رو توی جبهه نمیبینیم؟!

-کم کم هرکی که از جبهه میومد بعد حال و احوال ازش میپرسیدین که آقا رو دیدی؟

یه روزی از یکی از بچه زرنگ های محل پرسیدن که آقا رو توی جبهه دیدی؟ طرف هم جواب قشنگی داد:

نه، مهم این بود که آقا منو ببینه که دارم واسش میجنگم، همین!
به نقل از سايت وعده صادق
آدرس های مرجع