تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
نیاز به آرامشی دارم که در آن خود را بیابم و آنگاه نشان جان را از او بگیرم،

و تا منزل جانان با او همسفر گردم.

مقابل آینة سکوت میایستم و به خود مینگرم.

آینه به دیدهام نشانة جان را میدهد و مردمک چشمانم را تشنة جانان میکند.

میخواهم با مهدی باشم با چشمه زندگی، با چشم خدا و با زُلالی ناب؛

به سکوت نیاز دارم، به آرامش، به خلوت انس تا از پردة خیالات رها شوم

جمال یار ندارد نقاب چهره ولی

تو خاک ره بنشان تا نظر توانی کرد

گفتم که شیعانت در رنج و عذابند
گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم
گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت
گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم...
آمدم به در گاهت...اما خسته...قبولم میکنی؟؟؟
دستهای سردم را بگیر و بر من بتاب...
بتاب تا از حرارت با تو بودن حیاتی دوباره آغاز کنم...
بر من بتاب که بی نور تو مرداری خاموشم...
بتاب تا تپش قلبم که قدمهایم به سوی با تو بودن است جانی دوباره بگیرد...
بر من بتاب که سرد سردم...
سلام آقا دلم برات تنگ شده
آقا دوست دارم که دوستت داشته باشم
دوست دارم تو همه چیزم باشی
دوست دارم عشق تو فقط تو قلبم باشه
دوست دارم دیدنت همه آرزوم باشه

خودت کمک کن که به همشون برسم
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق کجا...این دل بیمار کجا...
بسم الله النور
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است! چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است!
جمعه را سرمه كشیدیم ،مگر برگردی! با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی!
زندگی نیست ،ممات است تو را كم دارد! دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد!
از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟ آشنا ،پشت سرت مختصری هم داری؟
منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست! آه ،كم چشم به راهم بگذاری ،بد نیست!
نكند منتظر مردن مایی ،آقا؟ منتظرهات بمیرند،میایی آقا ؟
به نظر میرسد این فاصله ها كم شدنی ست! غیر ممكن تر از این خواسته ها هم شدنی ست!
دارد از جاده صدای جرسی می آید! مژده ای دل كه مسیحا نفسی می آید!
منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست! یوسف گم شده ی اهل حرم آمدنی ست!
شعر از صابر خراسانی
(۲۲/آذر/۹۰ ۰:۲۳)meshkat نوشته است: [ -> ]
بسم الله النور
...
به نظر میرسد این فاصله ها كم شدنی ست! غیر ممكن تر از این خواسته ها هم شدنی ست!
...
منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست! یوسف گم شده ی اهل حرم آمدنی ست!

چه کردید با این دوبیت با دل بی مقدار من
می آید
او می آید
خدایا تعجیل در فرجش را خواهانم ،
ما که زورمون به خودمون نمیرسه
خودت به حق 14 معصوم ما را لایقش گردان


پس از رحلت رسول الله با تلاش 23 ساله رسول الله 3 نفر پای کار امام زمان خودشان بودند

پس از تلاش بسیار پس از 61 پس از هجرت پیامبر از مکه به مدینه ، حاصل کار و تلاش معصومین رسید به 72 پای کار

این تلاش معصومین 1433 سال است شبانه روز ادامه دارد تا تعداد آدم های پای کار به 313 نفر برسد

آدم شدن حقیقتاً سخت است
خدایا به حق 14 معصوم ما را آدم کن
آدمی که لایق بودن در رکاب حضرتش باشد
یا علی
و صد البته در محرم و صفر
یا حسین
سلام مولای مهربونم
اومدم بگم...ببینید هیچی ندارم.........................فقط دوستتون دارم

مولای مهربونم
روی سیاهمو نبینید.............قلب غبار آلودمو نبینید
فقط نگاهی به دستهای خالیم کنید...
جز کفر نیست وسوسه­ای در نهادشان
مردم، به سنگ بیشتر است اعتقادشان
می­ترسم از حمایت این قوم خط­شکن
قرآن به روی نیزه بگیرد جهادشان
[b]از صبح راستین تو حرفی نمی­زنند
قومی که شب ذخیره شده در مدادشان
ایکاش شاعران که غزل خشت می­زدند
در وصف تو، به چاه نبود استنادشان
امکان ندارد این همه در کفر خود مدرن
در حد چشم­های تو باشد سوادشان
خیرات خون سرخ تو در سجده؟ دیر نیست
تاریخ می­رسد سر فرصت به دادشان!
علیرضا دهروی
[/b]

صبح بی‌تو، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
آدرس های مرجع