تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
از مرز ابرهای بهاری عبور کرد
چشمی که رد پای شما را مرور کرد

تنها به شوق لمس شما ابر بی‌امان

یک شهر را به وسعت باران نمور کرد

روزی هزار مرتبه تقویم نا‌امید

تاریخ روز آمدنت را مرور کرد

تأثیر یک غروب غم‌انگیز جمعه بود

مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد

اصلاً خیال روی شما سال‌های سال

دیوان شاعران جهان را قطور کرد

شاعر :

سید حمید رضا برقعی
بسم الله الرحمن الرحیم
جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید:
تنها کسی که واقعا هست......... است.
.
.
.

جای خالی امتحان های سخت خدا فقط با خود خدا پر می شود.
به نام خدا
آقا !
من فصل انتظار تو را برده ام ز ياد
با انتظار هاي فراوانم از شما...
سلام به منتظران واقعی

مولاحرف اولم اینه:
تو بین منتظران هم عزیز من ، چه غریبی
عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت
چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی
فقط نشسته و گفتیم ؛ خدا کند که بیایی

حرف دومم اینه که آقاجان گناهانمان آنقدر زیاد شده که بعضی اوقات فراموشت میکنیم
یوسف از جرم زلیخا گر به زندان می رود
یوسف زهرا ببین از جرم ما حبس ابد گردیده است
خواستم بگم مولای من برام دعا کن که دیگه ...

حالا یه حرف با خدا دارم
ای خدا چی میشه یه روز تو تقویم بنویسند تعطیل
روز ظهور حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد

اسلام علیک یا بقیة الله
اصلاً قصدم این نبود که اینچا چیزی بنویسم
اشتباهی یه چیز دیگه اینجا ارسلام کردم
بعد گفتم خوب حالا چه کنم
یه مطلب بی ربطی اینجا نوشتیم
پاک کنیم
بعد خوب به جاش چی بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد یاد یه خاطره افتادم
با یکی از دوستام رفته بودیم جمکران
یه نفر یه کاغذ برای نوشتن عریضه داد دست دوستم
یه دونه هم داد به من

بعد دوستم گفت
علی چیکارش کنم من لازم ندارم اینو

بی اختیار بهش گفتم
بنده ی خدا وقتی کاغذ عریضه رو خودشون دادن دستت یعنی میخوان حاجتتم بدن دیگه
بیچاره برو حاجتت رو بنویس

و حاجتش را نوشت و حاجت روا شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوب به من بیچاره هم که توفیق نوشتن در چاه مجازی عریضه نویسی تالار را داده اند
لابد میخواهند حاجت ما را بدهند

آقای من
مولای من
میدانی اوضاع مرا و برخی دوستان مانند سید میثم و محسن نجفی خواه و آقا کاظم قاسمی رو
گره ها زیاد شده
و میدانیم که از ماست که بر ماست
گره حقیر و این رفقایم را بگشا به حق مادرتون خانوم فاطمه ی زهرا
یا اباصالح المهدی ادرکنی
امام ما شما هستید
پناه ما و امید ما هم شما هستید

خدایا به حق محمد و آل محمد
عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد آل محمد و عجل فرجهم
...

در کوچه‌های مدینه یا در خیابان‌های مـنامه ، فرقی نمی‌کند ؛ دســتِ شـرطـه‌ های حــجـاز هـــمـــیشه ســنگیـــن است...





[تصویر: dcfd39d912ed6189953ac06a5bd80df7-300]


اللهم عجل لولیک الفرج
سلام آقای من .میدونم این روز ها از چشمای قشنگت خون میباره .میدونم از دست کارای من ناراحتی .
میدونم برای شما یه زحمتم که روزهای دوشنبه که میشه از خدا
میخواین این مخلوق تقصیر کار رو ببخشه .
آقا میگن وقتی شما بیایین زمان برکت میگیره 1روز مثل 10 روز. 1 ماه مثل 10ماه .1سال مثل 10سال
میگذره .آقا درد هجری کشیدهام که مپرس .
اقا فاطمییست .اقا نمیخوای انتقام مادرتونو بگیرید؟
اقا بسه دیگه تورو به جان امام حسین اقا شما از خدا بخواین که ظهورتونو نزدیک کنه
آقا من دعا میکنم ولی دعای من گنهکار کجا و دعای معصوم کجا؟!
آقا به جوانیمون رحم کن .آقا میبینی که چه جوری عمری که باید در ظهور شما صرف شه داره هدر میره .اقا بیا نکنه دیرشه آقا نکنه بیای من نشنوم صدای حیدریتونو نکنه نبینم طلعت رشید شما رو .اقا میترسم آقا..........

بسم الله
آقا جان یابن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛آجرک الله فی مصیبه جده
ارباب مهربانی ها... این دل در انتظار فرج پیر شد......................بیا
.
.
.
ایام عزای مادر شماست و باز هم دلهای ما محتاج اشک های شماست و ضجه هاتان بر روضه مادر سادات است
که به ضمیر ما و زندگی ما برکت می بخشد...با اشک شماست که ما اشک می ریزیم وناله می زنیم ارباب...
.
.
.
من قطره ام و طالب دریا بودم
من بنده ام و عاشق مولا بودم
بر سنگ مزارم بنویسید چنین:
من گریه کن حضرت زهرا بودم

آسمان ترک بر می‌دارد وقتی نامت میان کوچه پس کوچه‌های مدینه جاری می‌شود.
واژه‌ها غروب می‌کنند و انعکاس یادت در میان در و دیوار نیلی می‌شود.
درد زبانه می‌کشد
و تاریخ گواهی می‌دهد که تو بودی و یک هجمه بی‌‌غیرتی
جوان بانوی علی، پهلو شکسته شدی که دست به دیوار گرفته‌ای؟!
میخ در هم بی‌وفایی می‌کند، شبیه روزگار شده، داغ و سوزان.
هنوز آتش دامنه دارد، هنوز درد ... دستان علی بسته شد،
لحظه‌ها به سیلی نشست و چادرت ...
آه ، می‌روی اما یک بغل دلواپسی میان چشمانت موج می‌زند،
اکنون که سلام علی بی‌جواب مانده، با علی وداع مکن فاطمه جان!
آرامش علی! یادگار لحظه‌های دلدادگی زمین! رفتنت خانه خرابم می‌کند، مرو
می‌روی و رفتنت سرنوشت زمین و زمان را در التهاب بی‌مادری رها می‌کند و مرثیه جانکاه ثانیه‌ها قلب موعودمان را می‌لرزاند.
تا هنگامه فرج، تا طلوع بی‌تاب‌ترین آدینه هستی، تا آمدن حجت منتظر که بیاید ...
بیاید و انتقام این فاطمیه‌های بی‌سر و سامان را بگیرد؛
ابهام سال‌های بی‌نشانی تربتت را بستاند
و التیام این کهنه زخم به استخوان رسیدة زمین باشد.


آدرس های مرجع