تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
انگار فرج براي ما حاصل نيست
انگار كه توبه هاي ما كامل نيست
از بس كه گناه كرده ام ، مي دانم
اين جمعه وصال ، بهر ما شامل نيستRose
از بهر دیدن تو گیرد دلم بهانه
بر هر دری زنم تا یابم ز تو نشانه
در جستجویت ای گل آواره گشته ام من
گو در کدام گلستان کردی تو آشیانه
ای آشنای دردم بنگر تو روی زردم
منما ز خویش تردم ای در کرم یگانه
بنگر که از فراقت،از درد اشتیاقت
دیگر نمانده طاقت ای منجی زمانه
ای مژده رهایی مردم من از جدایی
کی چهره می نمایی زان ملک بی نشانه
انتظار تا کی.....




[تصویر: sijNV26_534.jpg]










تفاوت دیشب با شب های دیگر آن بود
که یک دقیقه بیشتر نبودی یا اباصالح المهدی

,
Roseو اکنون آخرالزمان...
آن کس که در هنگام یاری رساندن به امامش خواب باشد
زیر لگد مال دشمنان بیدار خواهد شد.Rose
دادیم به یک جلوهٔ رویت دل و دین را
تسلیم تو کردیم هم آن را و هم این را

من سیر نخواهم شدن از دیدنت آری
لب تشنه قناعت نکند ماء معین را

میدید اگر لعل تو را چشم سلیمان
می‌داد در اول نظر از دست نگین را
مهدی جان !
خون مظلوم تو را می خواند
آه محروم ترا می خواند
----
اشک معصوم ترا می خواند
قلب مغموم ترا میخواند
--
تا به کی فاطمه گوید پسرم ؟؟
تا کی اسلام بگوید پدرم؟؟!!
----
خون رخسار رسول دو سرا
فرق بشکافته ی شیر خدا
----
ناله های شب تار زهرا
پرچم سرخ شه کرب و بلا
----
تیر باران تن مظلوم حسن
از دل خاک بصد شور و محن
---
همه گویند بیا مهدی جان
بشنو ناله ما مهدی جان!
بسم الله الرحمن الرحیم

يَا ابْنَ يس وَ الذَّارِيَاتِ يَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِيَاتِ يَا ابْنَ مَنْ دَنَا فَتَدَلَّى

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى دُنُوّا وَ اقْتِرَابا مِنَ الْعَلِيِّ الْأَعْلَى

لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوَى



من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟!
یک نفر نیست به داد من ِ تنها برسد؟
در پی «راه بلد» در دل صحرا ماندم
حلّ این مشکل امروز به دست فرداست
چند سالی است که در حسرت فردا ماندم
در حقیقت شده آیا که بپرسم از خود
چه قدَر منتظر یوسف زهرا ماندم؟!

من به دنبال تو امّا تو کنارم هستی
آه ... من با لب تشنه، لب دریا ماندم
چه کسی گفته که تو غایبی آقا؟! غلط است
من ِ آلوده در این غیبت کبری ماندم
نوکری روسیهم ... جای تعجّب دارد
با تمام بدی ام باز هم «آقا» ماندم

یا بگویید:«بیا» یا که بگویید: «برو»
خسته ام بس که در این «شاید و امّا» ماندم
پسر فاطمه! نگذار که ناکام شوم
جلوه کن منتظر جلوه ی طاها ماندم

کربلا ... پای پیاده ... چه قدَر می چسبد
من که امسال هم از کرب و بلا جا ماندم
مهدى جان‏!‏
آلودگى دلهايمان از حد هشدار گذشته و نفس هايمان به شماره افتاده،
سالهاست زندگيمان تعطيل رسمى است‏!‏
هواى باريدن ندارى مولا جان؟!
آسمان که معلوم نیست حال ِ دلش٬

من اما ...

محال است تو نباشی و نبــــارم !!


[تصویر: 65169791538651681441.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا جانم دلم عجیب تنگ است.
دلم مسجد سهله (آنجا را که می گویند مقام شماست) می خواهد
تا یک دل سیر گریه کند ...
تا اشک چشم گناهش را بشوید...
تا بگوید شکسته است. له شده است زیر این همه بی مهری....
کاش فردا روز ظهورتان بود و این دل قربانی ورودتان...
آقا جان شرمنده ام که با ارزش تر از این دل ندارم.همه ی وجودم آلوده است...
کاش خادم خادمانتان بودم...
کاش اینقدر خطاکار نبودم تا یار خاطرتان میشدم نه بارتان
آقا جان شرمنده ام...
آدرس های مرجع