تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
شعری به رسم هديه...سلامی به رسم ياد

روز تولد تو سپردم به دست باد

ای باد راه خانه موعودمان کجاست

ای رودهای گمشده مقصودمان کجاست

ای کاش باد بود و غزل بود و جاده ها

می آمديم سوی تو ما پا پياده ها

می آمديم عرض ادب، عرض احترام

تبريک عيد و گفتن لبيک يا امام

می آمديم و هديه ناقابلی...که نيست

با چشمهای منتظر و با دلی که نيست

روز تولد تو زمين مهربان تر است

خورشيد شاد تر شده گويا جوان تر است

کوچه به کوچه زمزمه طاق نصرت است

عيد است و جمکران تو امشب قيامت است

چشمم به سمت آينه‌های مقابلت

قلبی شکسته دارم و شعری که مايلت

دورم ولی تو مرحمتت دير و دور نيست

بودن فقط منوط به شرط ظهور نيست

مادر بزرگ گفت که او حی و حاضر است

بر هر چه می کنيم نگهبان و ناظر است

دستش گره گشاست نگاهش گره گشاست

يک خنده روی صورت ماهش گره گشاست

ای دل چرا شکسته و ساکت نشسته ای

چيزی بگو که ندبه و آهش گره گشاست

شعبان کرامت است و شفاعت علی الخصوص

ماه تمام نيمه ماهش گره گشاست

شب پشت شب گره به گلوی غزل زده

حلقه به حلقه زلف سياهش گره گشاست

حلقه به حلقه در زده تبريک گفته ام

نام تو را درين شب تاريک گفته ام

نام تو روشنايی صبح است و راز عشق

خواندم پس از اذان طلوعت نماز عشق

روز تولد است و سلام و ارادتی

دادم به دست باد به شوق زيارتی

بسم الله الرحمن الرحیم
مهدی جانم
"منی " که بی تو است
"تومنی" نمی ارزد

التماس دعا
دانلودکنید

http://s6.picofile.com/d/c5ca7589-29a1-4...e_Alam.mp3

صلواتHeart
بسم الله الرحمن الرحیم
http://s3.picofile.com/d/c0a561bb-aed2-4..._Karde.mp3
چه غصه ها که برایم نخورده ای آقا
حساب زخم دلت راشمرده ای آقا؟؟؟
همیشه نسبت مولا وبنده این بوده
که جای من خجالت راشماکشیدی مولا
السلام علیک یا بقیه الله


کاش می دانستم قدمگاهت کجاست، تا آنجا را خواستگاه آرزوهایم کنم ،
و در لحظه های مکرر زندگی ، صورت بر آن خاک گذارم ، و شامّه ام را با نفسی عمیق از شمیم آن پر نمایم .
ای سینه ات جایگاه حزن ، سینه ی تنگم را به حزنی وسعت بخش ،
ای که در طریق تو هر حزنی شادمانه است.
ای یاد تو حقیقت شادمانی من ، کلام تو رشحه ای است که جان میبخشد ، هوای کوی تو مایه حیات ،
که اگر نبود هیچ نسیمی به هیچ گلستانی نمی وزید.


چه میگویم گلستانی نبود ، گل نبود و چشمی نیز

تو نور بصیرت در نگاه سالکانی ،

گام بر جای گامت نهادن و صورت بر آن ساییدن، توفیقی است نه قرین هر مدّعی.


اگر یکبار بر سفره ای که دوستانت خوردند و برخاستند بخوانیم ،
خوردن ریزه های آن که از لای انگشتانشان بر زمین ریخت نعمتی است.


چه می گویم ؟!
اگر یک بار !!!
مگر کار بر کریمان دشوار است ، آنهم کریم از اولاد کریم !
ای سید کریمان ، مرا به سفره ات بخوان بدان گونه که تو میخوانی،
عنایتی ،
اشارتی،

دو نوش میخواهم
جرعه ی خشمم را با جام حلمت ، و جرعه ی غمم را با سبوی صبرت


و دو گام :[b] حرب و سلمگامی نفرت و دوری از دشمنانت و گامی دیگر در صف دوستانت

و دو قطره اگر آرزو کنم !!!قطره اشکی به هوای دلت که غرق در حزن است ،و قطره خونی به راه تو که صراط مستقیم است.[/b]
[b]تو شرط توحیدی، تو مرز میان حق و باطلی[/font]حقی نیست که در کنار تو نیست ،هر شر و باطلی با تو مقابل است .و حقیقت ستم در روزگار ما زیر پا نهادن حق توست.
و خدایا دستانی : دریوزگی از شرار خلقت نمی خواهم .حواله ام کن تا دستانم را به سوی زیباترین صورت ، بخشنده ترین دست ، و گویاترین زبان ، آنکس که بی هیچ منتی بر من میبخشد دراز کنم .
اللهم لاتجعل بی حاجته الی احد من شرار خلقک و ماجعلت بی من حاجه فاجعلها الی احسنهم و بها ....

می خواهم از تو بیاموزم تا از تو باشم ، خدایا، هستی و توفیقی

و روزگارم ، که فرمودند : سه روز است :
واحسرتا:دیروزی که با تو نبودم از آن عبرت می گیرم و امروز که غنیمتی است سست و ناپایدار با یاد و نامت ای نام آشنا ماندگارش می کنم و به خاطر پر تشویش و پریشانم را جمع می سازم .و فردای نامعلومم را به تو معلوم می کنم ، فردای نامعلومم !!!
وای که چیزی به پایان ماجرای من نمانده است.بسیار نگران و پر تشویشم .

سایه ی مرگ و دنیای پر خطر بعد از آن پریشان و ویران و خرابم می کند ،
اما وقتی که به تو می اندیشم ، ای وسیله ی الهی ام .
ابتغو الی الوسیله[/b]

وقتی به تو می اندیشم شعله های امید همه وجودم را مشتعل می کنند
یا وجیها عند الله ،، یا بقیه الله

[b]فضای سینه ام ، سنگین فریادهای پر درد پی در پی است،
اما چگونه فریاد نزنم آنهم در پیشگاه تو
صدایم را در گلویم خفه کنم ولی اشکهایم را نمی توانم مخفی کنم برای چاره دلتنگی هایم به هر بهانه ای نام تو را می برم. کمتر بیاد دارم چه میگویم ، هیچ بیاد ندارم که در محفلی سخنی بی یاد تو رانده باشم .
آه ، کاش با توام این اندازه فاصله نبود!!!
احسانم کردی اسیر تو شدم
[font=Arial]دیگران با مال بنده می خرند و تو آزادگان را به احسان.!
می خواهم لجامم زنی لجامم زنی تا از معصیت بازم داری ، و مهارم کنی تا به طاعتم کشی
نمی خواهم شهره باشم و نامور
می خواهم عزیز باشم و بی نام ،
و همه جا نام ،
فقط نام تو باشد . یا بگویم آنچه تو می خواهی ، یا خاموش باشم با درونی پر غوغا ، و تو معنای خموشی و غوغایم باشی [/b]و اکنون بیش از غفلتم با تو مشغولم .
مگر نه این است
[b]که زهد : کوتاه کردن آرزوست، شکر بر نعمت و امساک از هر چه حرام، من همه آرزوهایم را در تو خلاصه کردم و بر نعمت وجود تو شاکرم و هر امیری غیر تو بر من حرام .


دنیا فریبا تر از آن است که بتوان از آن گریخت .
آرزوهایی بر صحنه قلبم می رقصند نو به نو ، از آرزویی باز می مانم و به آرزویی می غلطم .
و عمر ، سراسر آرزوهایی میشوند که رسیدن به آنها نیز از دست دادن است.
اما اگر تو را بشناسم . زیبایی های با تو بودن را دریابم ، از مرگ جاهلیت است که رهایی می یابم اگر تو را بشناسم
عمرم همه حیات پر حاصل ، همه بهار بدون خزان می شود ، ای وجه اله اگر تو را بشناسم !!!
مگر میشود کسی به تو وابسته باشد و لمیده به نشخوار دنیا!
ای آخرت من، هر چه با تو مقابل ، دنیاست با همه جلوه هایش.!
مثل شما و مقابل شما ، مثل مغرب و مشرق است و آدمی رهگذر میان آن دو . هرکس هر چه به شما نزدیکتر از دنیا بریده تر ، و هرکس هر چه به دنیا چسبیده تر از شما دورتر .


و آنکس که تو را ندارد ، مصداق موت اکبر است . و آنکس که هیچ ندارد فقیر است « والفقر موت الاکبر»


اکنون که ضعف و سستی بر جوارحم رخنه انداخته ، [/b]

و پیری به سراغم آمده و اطرافم از دوستان یکدل سابقم خلوت گشته ، همانا که نامت را با شور و احساس و حال و امید زمزمه می کردند .
آه چه خاطرات شیرین و دلچسبی ،
[b] ای محبوب من ،

میدانی چه غوغایی در درون من برپاست.[/b]

اکنون که در من ضعیف رمقی نمانده ،

[b] چشم به راه لطف توام ، ضعفم را ببین و معونه ای تصدقم کن، چشم به راه لطف توام،



زاد المسافرت می خواهم ،
زادالمسافر که خدا شاهد است تهیدستم و چشم به دستان مبارک تو دوخته ام ، همان دستان مبارکی که در خواب کودکانه ام بر سرم کشیدی و براهم انداختی .
آه چه لطفها که تو در حقم نکردی و چه تمرد ها که از من ندیدی .
و این بار باز گدای در خانه ات ، می بینی که چه گستاخ شده ام !
شاید می فرمایید عجب گدای سمجی ،
محبوب من ، بگذار گدای تو باشم و دستان تمنای من ، همیشه به سوی تو دراز باشد .می خواهم که این اشتیاق تا آخرین نگاه و آخرین نفس


آمین یا رب العالمین





یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان علیهم السلام ادرکنی ولا تهلکنی
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر با عاشقان داری ملاقات

مرا نه دوستانم را خبر کن


تو که بابای جمع صالحانی


برای عاصیان کار پدر کن


بیا دست نوازش بر سرم کش


شبی را با من تنها به سر کن


هزاران بار دستم را گرفتی


ز پا افتاده ام لطفی دگر کن


فدای صبر تو پس کی می آیی؟


بیا از وادی غیبت سفر کن



[تصویر: 1406872333.gif]
غزل ‌تر از غزل انتظار من ، برگرد
ابر ستاره شب های تار من ، برگرد

کرشمه ‌ای کن و چشمی خمار و در عوضش
تمامی هستی و دار و ندار من ، برگرد

میان گرد و غبار گمان ، ترک برداشت
فسیل باور ایل و تبار من ، برگرد

کجاست شطح دو تار نگاه مشرقی ‌ات ؟
که پینه بسته گلوی سه تار من ، ‌برگرد

بیا به یاری این پی ناتوان ، افسوس
پر از گناه شده کوله بار من ، برگرد

بکوب بر دف و با رقص تیغ عریانت
بچرخ دور جنون مدار من ، برگرد

شهید کن عطشم را ، شتاب کن موعود
به سر رسیده دگر انتظار من ، برگرد
[تصویر: %D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%868.jpg]
[تصویر: imam%20zaman%20127.jpg]
سلام آقا
فدای تو
غصه ی من غمای تو
دردوبلات برای من
دردسرام برای تو
سلام آقا
فدای تو
بازدلمو آتیش زدی
گفتی یه روز جمعه میای
این جمعه هم نیومدی
سلام آقا
من اومدم بااشک وآه
خسته مو مونده توراه
میخوام که روسفید بشم
شبیه اون غلام سیاه
سلام آقا
جونیمون دیگه داره تموم میشه
این جمعه هم اگه نیای زندگیمون حروم میشه
آقای خوبم
بیا
HeartصلواتHeart
بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است
جان از دریچه نظرم ، چشم بر در است

بازآ دگر که سیه دیوار انتظار
سوزنده تر ز تابش خورشید محشر است

بازآ ، که باز مردم چشمم ز درد هجر
در موج خیز اشک چو کشتی ، شناور است

بازآ که از فراق تو ای غایب از نظر
دامن ز خون دیده چو دریای گوهر است

ای صبح مهر بخش دل ، از مشرق امید
بنمای رخ که طالعم از شب ، سیاه تر است

زد نقش مهر روی تو بر دل چنان که اشک
آیینه دار چهره ات ای ماه منظر است

ای رفته از برابر یاران " مشفقت "
رویت به هر چه می نگرم در برابر است
[تصویر: 26158755952698293631.gif]


بسم الله الرحمن الرحیم
چه شود ای گل نرگس باتودیدارکنم
جان واهل وهستی ام را برتوگرفتارکنم
روزه ی هجر تواز پای بینداخت مرا
کی شود بارطب وصل تو افطارکنم
آدرس های مرجع