تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید


اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟


سید عباس سجادی
بسم ا...
سلام



و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب ...

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد ...؟!


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم به بلندای مهربانی ات ...




در حالات عالم ربانی و عارف صمدانی علامه بحرالعلوم (سید محمد مهدی طباطبایی 1212) چنین نگاشته‌اند:

روزی علامه وارد حرم مطهر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ شد و مصرع اوّل این شعر را خواند:


چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن...


یكی از حاضران پرسید: چرا این شعر را خوانده‌ای؟
علامه در پاسخ فرمود: وقتی وارد حرم مطهر امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ شدم، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم كه در ناحیه بالاسر نشسته، با صدای بلند و شیوا قرآن می‌خواند، از این رو آن شعر را خواندم، هنگامی كه به حرم رسیدم، آن حضرت از حرم بیرون رفت.


امروز هم خدا در دفتر عشق غیبتت را موجه کرد,
وای برمن اگر دلیل موجه بودن غیبتت باشم




امروز
کسی در مقابل من بدقولی کرد
الان اینقدر از دستش عصبانی ام که به سختی میتوانم ببخشمش

امروز
یادم به تو افتاد
که سالهاست هر روز قولی به تو میدهم
و
فردایش...
ولی تو...

آقا
حکایت 12 کلمه بدون فعل من را شنیده ای؟
اینکه:
زندگی خیلی هایمان فقط یک جمله است:
هر روز یک عهد جدید و هر روز یک خلف وعده تازه

آقا
اما
تو بخشنده ای
و
این
شرمنده ام میکند
به نام خدا

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام
جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام

از باد ها نشانی تان را گرفته ام
عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام

طی شد جوانی من و رؤیت نشد رُخت
" شرمنده جوانی از این زندگانیم"

با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا
آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام

در این دهه اگر چه صدایت گرفته است
یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام

در روضه احتمال حضورت قوی تر است
شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام

هم پیر قد خمیدگی زینب توا م
هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام

این روزها که حال مرا درک می کنی
بگذار دست بر دل آتشفشانی ام

در به دری برای غلام تو خوب نیست
تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام

عباس احمدی

یا امیرالمومنین، روحی و اَبی و اُمّی و مالی و اهل بیتی فداک
روزگار


انسان بی مدار، گلایه های بی گدار
هرچه نگاه میکنی دیوار
تو را به خدا ازین سراب دست بردار
آهااااای دل... هواااار
کجاست آرام و قرار؟ کجاست آن سپید سوار؟
ابر تیره... ببار
ببار برین نگار بی غبار
ببار برین نگارِ آشکارِ آشکارِ
دلم گرفته زین همه سیاهیای غار
قاصدک، برایم از بهار خبر بیار...!
[تصویر: 24521612670402172401441841074219710473251203.jpg]
خبر نه دروغه نه سرکاری!!
اگه همه عاشق باشیم!
اگه همه سرباز باشیم!
اگه همه به فکر باشیم!
اگه همه پاک زندگی کنیم!
اگه همه دست همدیگرو بگیریم!
اگه به هم دروغ نگیم!
اگه به هم تهمت نزنیم!
اگه باغیرت باشیم!
اگه باغیرت بمونیم!
اگه حجابمون رو رعایت کنیم!
اگه باعفت بمونیم!
اگه مراقب نگاه هامون باشیم!
اگه زبونمون رو نگه داریم!
اگه زاری کنیم!
اگه زجه بزنیم!
اگه......
اگه دعا کنیم!
اگه قسمش بدیم!
اگه همه این کارا رو بکنیم، اون روزی میرسه که تیتر همه روزنامه ها بشه همون چیزی که بالا دیدید!
الهم عجل لولیک الفرج

در میان اعراب رسم بوده وقتی دو قبیله می خواسته اند با هم بجنگند در دو طرف میدان خیمه های خود را بنا می کرده اند . بزرگترین خیمه هم مربوط به رئیس و فرمانده ی هر قبیله بوده است . ماه های حرام که می رسیده در بالای خیمه ی رئیس قبیله،پرچمی سرخ میزدند به این معنا که اکنون ماه حرام است و ما منتظر می مانیم تا این ماههای حرام بگذرد و دوباره جنگ را شروع کنیم.
کربلا که می روی به گنبد حرم رئیسمان که می نگری پرچم سرخی می بینی که به اهتزاز در آمده است.
بگذار این سالهای حرام بگذرد ...
بگذار آقایمان بیاید ...
ببینم آنوقت علف هرزی جرات سبز شدن میکند ...
بسم رب قلب الزینب الصبور


ماه صفر آغاز شده روز اول صفر سالروز آغاز جنگ صفین بود.

روز اول صفر سالروز ورود کاروان عزادار کربلا به شام بود.

عجب روزهایی است در صفین قرآن به بالای نیزه ها می رود و قرآن ناطق در مقابل ایستاده است!!!!!!!!

این روزها در شام قرآن ناطق بر سر نیزه است و قرآن می خواند!!!!!!!!!!!!!!


شاید اگر در صفین قرآن به بالای نیزه نمی رفت در کربلا و شام نیز قرآن بر سر نیزه نبود!!!!!!!!

در صفین یاران حضرت علی (علیه السلام) خطا کردند

خدایا کمکم کن از صفینی های روزگار نباشم!!!!!!!!!!

از آقا امام سجاد(علیه السلام) پرسیدند:آقاجان در میان آن مصیبت ها کدام یک بر شما سنگین تر بود؟حضرت جواب دادند:مصیبت شام

وای از مصیبت شام که قلب امامان را به درد آورد!!!1
[/b]
امان از دل زینب(سلام الله علیه)

این روزها قلب نازنین امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رنجور است!!!!!!!!!!!!11

دردی در دل شیعیان است!!!!!!!!!!!
[/b]


آدرس های مرجع