آقای من مولای من شرمنده ام که باگرانی وبه بهانه استطاعت مالی درو خونه خدا رو از حضور شیعه گم میگنن همون خونه ایی که قراره یارانتون در اونجا ازتون محافظت کنن.
بسم رب المهدی
امتحان تاریخ داشتم.دوران امامت امام حسین (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) را مطالعه می کردم.
فتنه ها و جنایات ها!
امتحاناتی که شیعیان شدند؟
زمان هایی که امامشان را تنها گذاشتند؟
وقت هایی که یادشون می رفت که امام دارند و باید از امامشون اجازه بگیرند؟
وقت هایی که فکر می کردند (استغفر الله)بیشتر از امامشون می فهمند و از امامشون جلو افتادند و یا عقب افتادند!
با خودم فکر کردم:
بعد از ظهور که خیلی چیزها آشکار میشه و مورخ ها می خوان وقایع زمان غیبت آقامون را بنویسن،چی می نویسن؟
کجاها اشتباه کردیم؟
کجاها یادمون رفت امام داریم؟
کجاها آقا را تنها گذاشتیم؟
خدایا...
دکتر انوشه میگفت
منتظر باش اما متوقف نباش
خیلی جمله ی خوبیه برای عبرت گرفتن
هرچند عبرت ها فراوانند
ان شاالله عبرت گیرنده ها هم بسیار باشند
استاد رائفی پور می گفت
توعصر غیبت آزمایشات سخت الهی به وقوع می پیونده
آسونشون اقتصادیه
آی مردم به هوش باشد
سلام مولای مهربونم..
ممنونم که باز اجازه دادین بیام اینجا و براتون بنویسم!!!
روز میلاد امیر المومنین علیه السلام ...تبریک میگم پدر اسمونی ام!!!
وقتی فکر میکنم میبینم اگر تا ابدیت هم سجده کنم و اشک بریزم و خدا رو شکر کنم ذره ای از شکرانه این نعمت عظیم الهی رو نمیتونم به جا بیارم!!!
اینکه بین این همه جمعیت جهان منو جزو تعداد محدودی قرار دادید که مولایمان علی است!!!
اینکه تو کشوری بزرگم کردید که شیعه خانهء علی است!!!
اینکه عشق علی رو نسل به نسل از اجدادمون بهمون رسوندید!!!
اینکه این عشق رو به بچه هامون هم منتقل کردید!!!
میگن ماهی وقتی تو اب هست قدر اب رو نمیدونه ..وقتی بیرون بیافته میفهمه بدون اب نمیتونه زندگی کنه..
کمک کنید قدر شیعه بودنمون رو بدونیم و شیعهء حقیقی بشیم براتون!!!
کمک کنید روز محشر رو سفید باشیم و حضرت زهرا (سلام الله علیها)به داشتن ما افتخار کنه!!!
مولای مهربونم:
تمام لذت عمرم همین استکه مولایم امیرالمومنین است
خدایا شکرت
مانند طفل در به دری گریه میکنم /مثل گدای پشت دری گریه میکنم
اشک مرا زمان گدایی ندیده اند/اینبار چون تو میگذری گریه میکنم
حالا که بین این همه مردم زیادی ام/ از این به بعد یک نفری گریه میکنم
حتی اگر مرا بزنی قول میدهم/با اب و تاب بیشتری گریه میکنم
تنبیه تو حواس مرا جمع میکند/ من سالها ز خیره سری گریه میکنم
بار مرا کسی نخریده تو میخری/ بار مرا بخر،نخری گریه میکنم
از چند جا شکسته پرم ای شکسته پر/از غصه ی شکسته پری گریه میکنم
اقا نیامد و دل ما همچنان شکست/پس پای سفره سحری گریه میکنم
جان همان که زائر بابا نشد،مرا/یک کربلا ببر ،نبری گریه میکنم
یا مهدی!!
از پاسخ من معلمان اشفتند ...
از حنجره شان هر چه در امد گفتند ...
اما به خدا هنوز من معتقدم :
از جاذبه تو سیبها می افتند ..!!