تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آقای من مولای من شرمنده ام که باگرانی وبه بهانه استطاعت مالی درو خونه خدا رو از حضور شیعه گم میگنن همون خونه ایی که قراره یارانتون در اونجا ازتون محافظت کنن.
مهدي (علیه السلام) و نداي مظلوميت حسين (علیه السلام)

راجع به اينکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبي را مي گويند و با چه سخناني آغاز خواهند نمود، رواياتي است، از جمله ي آنها روايتي است که محدّث بزرگوار مرحوم شيخ علي يزدي حائري متوفاي سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او مي گويد: زماني که قائم آل محمد عليهم السلام ظهور کند، ما بين رکن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد:
1. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.
2. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.
3. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين قَتَلُوهُ عَطشاناً.
4. الا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين طَرَحُوهُ عُرياناً.
5. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين سَحَقُوهُ عُدواناً.
(الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)
آگاه باشيد اي جهانيان که منم امام قائم، آگاه باشيد اي اهل عالم که منم شمشير انتقام گيرنده، بيدار باشيد اي اهل جهان که جدّ من حسين را تشنه کام کشتند، بيدار باشيد اي اهل عالم که جد من حسين را روي خاک افکندند، آگاه باشيد اي جهانيان که حق جد من حسين را از روي کينه توزي پايمال کردند.
طبق اين نقل، سه نداي اخير، مخصوص و ويژه ي جد بزرگوارش امام حسين (علیه السلام) است و مصائب جگرخراش آن سيد ابرار را بازگو مي کند و اذيت و آزارهاي جانکاهي که بر آن حضرت در صحنه ي خونين کربلا رفت، را يادآوري مي فرمايد.
نخست از قتل جدّ خود سخن مي گويد که خود اعظم المصائب و بزرگترين فاجعه، در جهان اسلام به شمار مي آيد. و در کنار همين مطلب و همراه آن مصيبت تأثرانگيز و رقّت بار، عطش امام حسين (علیه السلام) را ياد مي کنند، مصيبتي که هيچکس آن را توجيه نمي کند و حتّي درباره دشمن خود نپسنديده و روا نمي دارد و به حقيقت، لکه ننگين و عاري بر دامن بني اميه و آل زياد- عليهم اللعنه- و سپاه ديو و دد صفت کوفه و شام گرديد که براي ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصيبت رقت انگيز ديگري را از جدّ خود حسين (علیه السلام) ذکر مي کنند و آن روي خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ي الهي است که در هيچ منطق و مکتبي روا نبوده و نيست. و همراه تذکر اين مصيبت، نکته ي ديگري را ذکر مي کنند که دلها را مي شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان مي سازد و آن مصيبت عريان کردن بدن نازنين آن امام معصوم و آن انسان آزاده ي خداجو و با عظمت است که خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ي بارز اميد اهل ايمان بلکه مطلق انسان ها بود.
راستي چه کسي مي تواند تحمل اين فاجعه ي بزرگ را بکند که بدن مقدس ولي اعظم پروردگار را برهنه روي خاک بيندازند؟
در آخر، از بزرگترين فاجعه اي که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشي صفتان دور از انسانيت بر بدن مبارک حضرت ابي عبدالله الحسين (علیه السلام) واقع شد، سخن مي گويند و آن موضوع کوبيده شدن نازنين پيکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسين (علیه السلام) است. موضوعي که هيچ کسي که کمترين مراتب انسانيت را دارا باشد آن را نمي پذيرد و صحّه بر آن نمي گذارد و با هيچ منطقي قابل توجيه نيست. موضوعي که هر چند انسان به کشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصيبتي که انسان متعارف و خالي از کينه و پستي، تاب شنيدن آن را ندارد و به حقيقت، انسان از وقوع آن در کربلا آن هم نسبت به بدن پسر ريحانه ي پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، شرمسار و سربزير گرديد.
نقل و تشكر از سايت

http://www.ashoora.ir/index.php?option=c...&Itemid=96
به نام خدا

از همان ابتدایت ای آقا
شده ام آشنایت ای آقا
من فقیر و یتیم و مسکینم
من گدای گدایت ای آقا
با ظهور هلال ماه رجب
می شوم مبتلایت ای آقا
می شود پهن بین هر خانه
سفره های غذایت ای آقا
دست و دل بازیت چه بسیار است
کرده غوغا عطایت ای آقا
پدر و مادرم به قربانت
همه چیزم فدایت ای آقا
تا زمانی که من نفَس دارم
می نویسم برایت ای آقا
می نویسم که خیلی آقایی
می نویسم که ابن زهرایی
تویی «آقا» و ما همه «بنده»
ظرف ما از وجودت آکنده


مهبط الوحی و معدن العلمی
علم در پیش تو سرافکنده
نه که یک مرتبه... هزاران بار
داده ای تو خبر ز آینده
هادی راه ما احادیثت
نظراتت همیشه سازنده
کوری چشم دشمنان حسود
تویی آن آفتاب تابنده ...
... که همیشه هدایتت باقی ست
پرتو نور توست پاینده
کافی است تا کمی اشاره کنی
شیر در پرده می شود زنده
تویی آن کس که می زند زانو
پیش پای تو شیر درّنده
چه کسی گفته که تو بی یاری؟!
لشکری از فرشتگان داری


[تصویر: 71.gif]سالهای سال حدود هزار سال و شاید بیشتر

فراموشمان شده بود بودنت را
فراموشمان شده بود که در پس پرده ی غیبت بودنت را[/b]
سبب مائیم
فراموش کرده بودیم خواهی امد سوار بر سواری از نور[/b]
دروغ نگویم گاه گاهی در شعرهای کودکیمان نامت
را برزبان میراندیم[/b]
انجا که میرسیدیم به دوازدهم مهدی است زنده
ولی ....[/b]
همیشه غایب بودی و غایبت خواندیم
اما مگر میشود غایب باشی و بینمان رفت و امد کنی[/b]
سلام دهی ....
باز هم خطا رفتیم ویادمان رفت غایب ماییم[/b]
تازگیها امدنت را میخواهیم
شعرهایمان شده شاید این جمعه بیاید....مهدی بیا[/b]
مهدی بیا......
میخواهیم اما بیشتروقتها پشت خواسته هامان ارزوها[/b]
دنیاییست که برای خودمان می خواهیم
میخواهیم چون انقدر دنیایمان را خراب کردیم که[/b]
تنها یک منجی میتواند یک مرد.....
بیامولا که خراب کردیم[/b]
و بیاهامان وصل است به هزار حاجت و ....
کاش چشم برهمه ی امالمان ببندیم[/b]
یکبار العجل مولایمان برای وجود نازنینت باشد
برای خودت[/b]
برای نورو روشنائیت
برای تمام شدن غربت و غیبت هزارساله ات[/b]
که کاش ......
[تصویر: babolgif-1.gif]

بسم رب المهدی

امتحان تاریخ داشتم.دوران امامت امام حسین (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) را مطالعه می کردم.

فتنه ها و جنایات ها!

امتحاناتی که شیعیان شدند؟

زمان هایی که امامشان را تنها گذاشتند؟

وقت هایی که یادشون می رفت که امام دارند و باید از امامشون اجازه بگیرند؟

وقت هایی که فکر می کردند (استغفر الله)بیشتر از امامشون می فهمند و از امامشون جلو افتادند و یا عقب افتادند!


با خودم فکر کردم:

بعد از ظهور که خیلی چیزها آشکار میشه و مورخ ها می خوان وقایع زمان غیبت آقامون را بنویسن،چی می نویسن؟

کجاها اشتباه کردیم؟

کجاها یادمون رفت امام داریم؟

کجاها آقا را تنها گذاشتیم؟

خدایا...
دکتر انوشه میگفت
منتظر باش اما متوقف نباش

خیلی جمله ی خوبیه برای عبرت گرفتن
هرچند عبرت ها فراوانند
ان شاالله عبرت گیرنده ها هم بسیار باشند

استاد رائفی پور می گفت
توعصر غیبت آزمایشات سخت الهی به وقوع می پیونده
آسونشون اقتصادیه
آی مردم به هوش باشد
سلام مولای مهربونم..
ممنونم که باز اجازه دادین بیام اینجا و براتون بنویسم!!!
روز میلاد امیر المومنین علیه السلام ...تبریک میگم پدر اسمونی ام!!!
وقتی فکر میکنم میبینم اگر تا ابدیت هم سجده کنم و اشک بریزم و خدا رو شکر کنم ذره ای از شکرانه این نعمت عظیم الهی رو نمیتونم به جا بیارم!!!


اینکه بین این همه جمعیت جهان منو جزو تعداد محدودی قرار دادید که مولایمان علی است!!!
اینکه تو کشوری بزرگم کردید که شیعه خانهء علی است!!!
اینکه عشق علی رو نسل به نسل از اجدادمون بهمون رسوندید!!!
اینکه این عشق رو به بچه هامون هم منتقل کردید!!!




میگن ماهی وقتی تو اب هست قدر اب رو نمیدونه ..وقتی بیرون بیافته میفهمه بدون اب نمیتونه زندگی کنه..
کمک کنید قدر شیعه بودنمون رو بدونیم و شیعهء حقیقی بشیم براتون!!!
کمک کنید روز محشر رو سفید باشیم و حضرت زهرا (سلام الله علیها)به داشتن ما افتخار کنه!!!


مولای مهربونم:

تمام لذت عمرم همین است
که مولایم امیرالمومنین است


خدایا شکرت

مانند طفل در به دری گریه میکنم /مثل گدای پشت دری گریه میکنم
اشک مرا زمان گدایی ندیده اند/اینبار چون تو میگذری گریه میکنم
حالا که بین این همه مردم زیادی ام/ از این به بعد یک نفری گریه میکنم
حتی اگر مرا بزنی قول میدهم/با اب و تاب بیشتری گریه میکنم
تنبیه تو حواس مرا جمع میکند/ من سالها ز خیره سری گریه میکنم
بار مرا کسی نخریده تو میخری/ بار مرا بخر،نخری گریه میکنم
از چند جا شکسته پرم ای شکسته پر/از غصه ی شکسته پری گریه میکنم
اقا نیامد و دل ما همچنان شکست/پس پای سفره سحری گریه میکنم
جان همان که زائر بابا نشد،مرا/یک کربلا ببر ،نبری گریه میکنم
[تصویر: 71.gif]
[تصویر: 1305416453.gif]
يكدم از زير نقاب اي ماهرو بنما جبين

تا به كف خورشيد را آيينه افتد بر زمين

[تصویر: 1305416453.gif]
عكسي از روي نكويت گر بيفتد بر چمن

تا ابد خورشيد خواهد رُست جاي ياسمن
[تصویر: 1305416453.gif]
یا مهدی!!

از پاسخ من معلمان اشفتند ...

از حنجره شان هر چه در امد گفتند ...

اما به خدا هنوز من معتقدم :

از جاذبه تو سیبها می افتند ..!!
آدرس های مرجع