تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
��������������
آقاســـــــــلام!بازمنــم ،خاک پایــــتان .
دیـــوانه ای که لک زده قلبــــش برایــــــتان !
در این کلاس ســــرد حضور تو واجب است
این بار چندم است که استاد غایب است ؟
نرگس شکفتــــه است تو را داد می زنـــد
آقا بیا که فاصـــــله فــــــریاد می زنــــــــد
این روزها نمی شــــــــــــود اندوهگین نبود
دلــــــواپس نهایــــــــت تلخ زمیــــــــن نبود
تب کرده مادرم ز غمت مدتـــــی مدیـــــــد
هذیان مادرم شده « آقا خوش آمدیــــد »
آقا دلم عجیب تو را درد می کشـــــــد
دستم مدام واژه ی « بر گرد » می کشـد
امضاء : دو چشم خیس و دلی در هوایتـــان ،
دیوانه ای که لک زده قلبش برایتــــــــــان . . .
بسم الله الرحمن الرحیم
ای سرور وسالار من
ای دلبر ودلدار من
آقای من مولای من
ازیک نظر بینا بکن این چشم نابینای من
هردم صدایت میکنم
بادل دعایت میکنم
بشنو صدای درد را
ای طبیب ما ای حبیب ما
.........
یوسف ڪنعان مـــن
ڪنعان شعرم پیر شد...
باز آے از مـــصــــر
باور کن ڪه دیگر دیر شد...
درد هجــــــرت،
چشم یعقوب دلم را ڪور ڪرد
پس تـو پیراهن بـــیاور،
ناله ام شب گیر شـــــد...
اے ڪه چــــون مــوســے
عصایت را به دل ها مےزنی
مُــــردم از غــــــم،
این عصا در قلب من چون تیر شد...
اے مسیحای تمـــــام شیعیان،
عـــیـــســــــاے من
نِــے غلط گفتم
ڪه عیسائیت عالم گیر شد...
فصل غـــــم،
اندوهِ بــے پایان،
خزانِ بــے بهـــــار
شعله زد بر خاڪ،
خاڪـ سرزمینم قیر شد...
آسمان سینه ام ابرے است
اے باران ببار
بس نباریدی
دلم چون سوره ے تکویر شد...
طــــاق ابرویت
نشان از ذوالفقار حیدر است
"لا فتی الا علی"
از سوے حق تقریر شد...
ماهِ پاڪِ شامِ تنهایــِّے قلب خسته ام
شان تو درعرش و در فرش
آیه ے تطهیر شد...
پرده ے دیوار ڪعبه
شد سیه از دوریت
شرحِ هجران تو
در بیت خدا تفسیر شد...
نالم از نالیدنت، اے منتقم!
ناله ات از بهر
آن طفلان بــے تقصیر شد...
سهم جدّ اطهرت
از سرزمین ڪربلا
یڪ تن بی ســــــر،
وَ صدها نیزه و شمشیر شد...
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم

یا امام زمان
قلب من صبور کن
یا به جان عمه ات ظهور کن

یا امام زمان
من گرفتارم
تو طبیب

همراه ما بخوان امن یجیب ...

امن یجیب المضطر اذا دعاء و یکشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاء و یکشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاء و یکشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاء و یکشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاء و یکشف السوء ...
بسم الله الرحمن الرحیم
انتظار منو آواره کرده
منو آواره کرده

هجر یارتودلم خونه کرده منو آواره کرده
منو آواره کرده


مهدی جانم بابای خوبم بابای غریب ومظلومم بیا......
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی
گویی بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهی کامم و جانم بستانی
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی
چون اشک بیندازیش از دیده مردم
آن را که دمی از نظر خویش برانی
[تصویر: 232.jpg]

حجم تنهایی توبیشترازبودن مااست....
بسم الله الرحمن الرحیم

اقای من بهارآمدامابهارحضورتو کی خواهدآمد؟؟؟
ما در انتظارآمدنت شکوفه های بهاری راسرراهت پرپرخواهیم کرد..............
جز خم ابروى دلبر هيچ محرابى ندارم

جز غم هجران رويش من تب و تابى ندارم

گفتم اندر خواب بينم چهره چون آفتابش

حسرت اين خواب در دل ماند چون خوابى ندارم

سر نهم بر خاك كويش، جان دهم در ياد رويش

سر چه باشد، جان چه باشد، چيز نايابى ندارم


اللهم عجل لولیک الفرج
ما منتظریم از سفر، برگردی
یکروز شبیه رهگذر برگردی

با کاسه ی آب و مجمری از اسپند
ما آمده ایم پشت در، برگردی

وقتی سر شب که رفتنت را دیدیم
گفتیم نمی شود سحر، برگردی؟؟

ما منتظر تو ایم آقا، نکند
یک جمعه غروب بی خبر برگردی

من گوشه نشین کوچه ی برگشتــم
ای کاش که از همین گذر برگردی

پرواز نمی کنیم از اینجا، باید
در فصل نبود بال و پر برگردی

وقتش نرسیده است ای مرد ظهور
با سیصدوسیزده نفر، برگردی؟
[/quote]
آدرس های مرجع