تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد
بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

ما منتظران اگر بخواهیم همه
امسال همان سال فرج خواهد شد


من بی تو در این دیار خواهم پوسید

پاییزم و بی بهار خواهم پوسید

چشمی به در و چشم به راهت دارم

با این همه انتظار خواهم پوسید
خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی
دعای این همه شب زنده دار کافی نیست

ای آخرین توسل سبز دعای ما
آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟
شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما
در این فراق تا که ببینی چه می کشیم
بگذار چشمهای خودت را به جای ما
موعود خانواده کی از راه می رسی
کی مستجاب می شود "آقا بیای ما" ؟
کی می شود بیایی واز پشت ابرها
خورشید های تازه بیاری برای ما
آقا اگر نیایی و بالی نیاوری
از دست میرود سفر کربلای ما

علی اکبر لطیفیان

ما بی‌تو تا دنیاست، دنیایی نداریم

چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم
ای سایه‌سار ظهر گرم بی‌ترّحم!
جز سایة دستان تو، جایی نداریم
تو آبروی خاکی و حیثیّت آب
دریا تویی، ما جز تو دریایی نداریم
وقتی عطش می‌بارد از ابر سترون
جز نام آبی تو، آوایی نداریم
شمشیرها را گو ببارند از سر بُغض
از عشق، ما جز این تمنایی نداریم!


سلمان هراتی

عشق تو را به قيمت دنيا نمي دهم



دنيا كم است به قيمت عقبي نمي دهم



ده ها هزار يوسفم ببخشد ار جهان




تاري زموي يوسف زهرا نمي دهم.
چرا به خیمۀ سبزت مرا نمی خوانی
برای دیدن خود لایقم نمی دانی
تمام آرزویم بوده با تو باشم من
چرا درون دلم تا ابد نمی مانی
برای درک حضورت بگو چکار کنم
چگونه پیش تو آیم شبی به مهمانی
مرا گناه و معاصی ز چشم تو انداخت
بیا بیا که به این دردها تو درمانی
تمام عمرِ من اندر فراق یار گذشت
خدا کند که دهی بر دلم تو سامانی
جهان بدون حضورت چقدر پژمرده است
به قلب عالم امکان تو جان جانانی
تو را به جان همه عاشقان مجنونت
رها نما تو مرا از غم و پریشانی

جوادفاتح

شعری ندارم برایت بگویم

حس انتظارم سرد و بی طراوت شده

قلبم را قساوت گرفته و جز دنیا نمی بیند

اما دلتنگم...

دلتنگ لحظه هایی که با تو خوش بودم

دلتنگ صبحهایی که به عشق تو برمیخاستم و شبهایی که به شوق دیدارت می آرامیدم

دلتنگ روزهایی که به عشقت چشمانم را به سنگ فرش های خیابان میدوختم و یادت بر من سایه می افکند

چه حس زیباییست با تو بودن...

کاش دوباره تکرار شود این اتفاق نو که کنون بیشتر از همیشه دلتنگم...

دلتنگ تو...

اللهم عجل لولیک الفرج
شاید من خیلی بدم!!!
دست خودم نبود آقا...
بود؟
دلم گرفته.....
خودمو سر دوراهی نمیخوام ببینم!!!
این راه دو تا نیست......
کمکم کن مولای من...
که تو مولایی و من....
بسم الله


آقا عجب عیدیست.....عیدی که غربت شما و غربت مدینه را میکوبد بر سر ما....راستی آقا.....کی می آییم؟Sad
آدرس های مرجع