تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام دریای تمام سراب های فاصله.
سلام رود خروشان گونه های انتظار.
سلام جاده ی بی انتهای نگاه عاشقی.
سلام سلام سلام.
نمی دانم چرا هواشناسی دلم جمعه هارا بارانی پیش بینی می کند؟
کم لطفی نکرده ام اگر بگویم غروب های جمعه ات را به دنیا دلتنگی نخواهم فروخت.
امروز وقتی غروب های دلتنگی ام را می شمردم فهمیدم تقویمم جمعه ها را کم آورده است.
نمیدانم گلایه کنم یا نه اما کاش اگر این انتظار طول می کشید روز دیگری را برای آمدن انتخاب می کردی.
تقویمم پر است از روز هایی که بی تفاوت از آنها می گذریم تا به جمعه برسیم.
آنقدر جاده انتظارت طولانیست که گاهی دل دوگانه سوز محرم و رمضانم سوخت کم می آورد.
کاش می شد اندکی سهمیه آزاد در کارت دلم شارژ کنی تا نکند در جاده انتظارت ریپ بزنیم. کاش پیمانکار جاده انتظارت اهل رشوه باشد تا فاصله را کوتاه تر انتخاب کند.
کاش دزد ها تابلو های محدودیت سرعت جاده انتظارت را بدزدند.
می بینی حتی برای آمدنت هم دست به گناه می شویم؟
می بینی حتی واژه انتظارمان هم نم کشیده است؟
می بینی چقدر هوای حال ما خراب و یخ زده است؟
آقاجان اگر کارنامه آخر هفته هایم نمره مشروطی دارد عیب از ماست.
نکند جای آن نمره مشروطی لاک اشکی بچکانی.
نکند لطف بسیارت ما را طلبکار کند. شاید طلبکاریم که می گویم بیا و بیا.
غافل از آنکه ما در غیبتیم و شما سال هاست در انتظار مایی.
تمام راه ظهور تو را با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم
اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه ها فراوان است
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست
[تصویر: 90855095703231363551.jpg]

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی

دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی

شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی

درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی

از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی

دگر پرنده احساس مــن نمی خواند
مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی

بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی



آه مي کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , اي کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کارواني از شهيد , کارواني از بهار

اي بهار مهربان , در مسير کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمي کشي , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله هاي داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره هاي بي نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل هاي روزه دار

مي رسد بهار و من , بي شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار !

نقش درخت خشک را بازی میکنم ...

نمیدانم :
چشم انتظار بهار باشم یا
هیزم شکن


دوباره می شود آیا بهار من باشی؟


در حسرت بهار نشستم نیامدی
در خیمه گاه غربت و تنهایی فراق
رنجور و بی قرار نشستم نیامدی
در غم سرای خلوت دل بی تو ای عزیز
با چشم اشکبار نشستم نیامدی

دلم آرامش وارونه می خواهد.....یعنی....شمارا......غیرازضررچیزی برای شما نداشتم آقاجان HeartHeartHeartHeartصلوات
صبرم از کاسه دگر لبریز است
اگر جمعه نیاید چه کنم؟
انقدر من خجل از کار خودم
اگراین جمعه بیاید چه کنم؟
سربازان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هیچ چیز جز گناهانِ خویش نمی هراسند.
شهید آوینی
آدرس های مرجع