تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
"وقتی پا به دنیا می گذاریم در گوشمان اذان می گویند وقتی پا از دنیا می کشیم برایمان نماز می خوانند "
در این فاصله چه ها که نمی بینیم و چه ها که نمی کنیم چه دلها که نمی شکند چه خونها که
نمی ریزد چه ... چه ...

انتظار در این میان از همه چیز زیباتر است.
چقدر در انتظارت بنشینم منجی بشریت .دیگر نمیتوانم ظلم را ببینم که اینگونه جولان میدهد و فقط انتظار جواب اوست.اخ که ما چقدر بدبختیم که غم نداشتن امام خود را حس نکنیم بیا ادریس زمان که قومت پشیمان شده اند و درد نبود تو را درک میکنند .بیا ای سلیمان زمان که جادو گری از خدا پرستی بیشتر ارزش پیدا کرده و داشتن کتاب هری پاتر از کتاب قران بیشتر ارزش دارد. چرا قهرمان روی کیف بچه ها باید مرد عنکبوتی و شوالیه ی سیاه پوش باشد ایا مردی سبز پوش فراموش شده.چرا کمان ها و شمشیر های افسانه ای, اخر چرا شمشیر افسانه ای دو دم پدرت نباید بر سر زبان ها باشد همان ذوالفقارت که با او گردن بندگی شیطان را خواهی زد و زندگی را به بندگی خدا باز خواهی گرداند. چرا سادگی نگاه پیرمرد گاریچی را پیدا نمیکنم در چشم هیچ یک از مردمان شهر که اسیر جهل نداشته ها شده اند و گم کرده اند سادگی را.و هرچه در بازار به دنبالش میگردند بیشتر گمش می کنند .نمیدانند که در مسجد محلشان ان را میفروشند به بهای یک نماز عشق.آه
ابراهیم بت شکن بیا که بت ابلیس (ابلیسک) در سراسر جهان پرستیده میشود و بتی که به ان سنگ میزدند هم شیطان پرستان خدا نما احترامش کردند و مقدسش شمرده اند ان هم در اخرین سنگر که پدرت در آن به دنیا امد.بیا که قوم لوط بازگشته اند و به بیت المقدس چشم دوخته اند بیا که رومیان بازگشته اند برای بازگرداندن خدایان پوچشان و ایا وقت جوابی برای اینهمه بی دینی نیست.بیا که سبز هم بازیچه شد یا مهدی .ای نوح زمان بیا که بشر خود کمر به نابودی خود بسته .ای موسی زمان بیا که عصایت اژدها شود و این طناب های مار نما را ببلعد.که در برابر عظمت عصای اهنینت این مارها خیلی کوچکند.بیا ای حسین زمان که وقت قیام است گرچه که ای حسن زمان 7 سال با انها صلح خواهی کرد.بیا ای منجی که جهالت موج میزند و اینها درد نبودنت هست.و بیا که درد نبودنت نابودم کرده و ایا وقت ان نرسیده که ادریس به سوی قوم خطا کارش باز گردد و اگر این نامه ی کوفیان بود به نایبت سید علی پشت میکردم ولی مسلم بن عقیلت را پشت نکردم که تنها بماند. و اگر اخرین نفر هم باشم او را تنها نخواهم گذاشت.
نخواستم طولانی تر شود تا حوصله ی خواندن داشته باشید شما هم از اخرین منجی دعوت کنید که زودتر بیاید.
یا علی
سلام آقای ما دین ما قرآن ما دنیای ما عقبای ما.آقا کوچه پس کوچه های دنیا بهانه شما را میگیرد زمین و زمان دلتنگتان است آسمان در انتظارتان بی تاب شده و نعره می کشد آقای ما دل ها در تب و تابت سر به دیوار سینه میکوبد آقا ببخش آقا ببخش که هزاران بار توبه کردیم و شکستیم آقا ببخش که زخم بر دلت گذاشتیم آقا ببخش که سر افکنده ات کردیم آقا ببخش اگر هنوز آنقدر عاشقت نشده ایم که باور کنی ما را حساب از کوفیان جداست.آقا دست گیری کن این عاشقان آواره ات را آقا مربی باش این سربازان جان بر کفت را.آقا نگاه کن روزهاست استهزائمان میکنند به سبب غیاب شما آقا اینها گمان میکنند شیعه صاحب ندارد آقا این ها شیعیانت را به خاک و خون میکشند آقا غربت شیعه دیگر تحمل کردنی نیست آقای ما مولای ما مقصود ما دیگر بس است در فراق روی یار سوختن.آقا رخ بنما که عشاقت در جنون مجنون را خجل کرده اند.آقا تشنه ایم سقایمان شو آقا تشنه ی حقیم و معرفت و عدالت بیا ای مظهر یزدان به نام نامی الله قسم تنهایت نخواهیم گذاشت.بیا ای همه هستی مان فدای قدوم مبارکت.بیا که غربت مدینه و بقیع و درد دلهای ما را جز تو چاره نیست.بیا امید ما.آقا بیا و مرهم بگذار بر درد های کهنه شیعه.آقا بیا بیا بیا بیا و قدم بر چشم های ما بگذار ای آخرین حجت خدا ای بقیه الله ای همه چیز ما ای همه کس ما بیا.........
من هرچه گوشه هاي دلم رامي گردم در[size=x-large]يچه اي كه به قلب تو راه داشته باشد نمي يابم نكند شب ها همچون شبحي از كوچه هاي نامريي ذهنم عبور ميكني تا تورانشناسم ...
بسم الله الرحمن الرحیم

یادم میره که منتظرم هستی آقای من

وقتی یادم رفت میرم سراغ آنچه نمیپسندی

بعد به یادم میاید که منتظرم بودی و با این کارها و این افکار و این گفته ها و این شنیده ها و این نگاه ها و این کردارها مدت انتظارت را طولانیتر کرده ام

انتظار یک جنبه

از آن مهمتر چه قدر خون به دل شما کردم

شمایی که از مادر به من مهربانترید

مادر از این که فرزندش گام در مسیر تباهی بردارد چه قدر غصه میخورد و رنج میکشد

خوب غصه و رنج شما که قابل مقایسه نیست از کرده های من

و من باز هم اندکی پس از نوشتن این متن در تالار فراموش میکنم
این نوشته ها را
این قول قرار ها را

چرا؟

ایمان سست است!!!!!

خدا عظمت ندارد در نگاهم!!!!!
معرفت نیست!!!!!

اما به کوری چشم شیطان
ناامید نمیشوم

هزار بار اگر شکستم

خدایی دارم که شتر دیدی ندیدی هست

خدایی دارم که غفران دارد

میپوشاند
نه این که ببخشد

غفران بالاتر از بخشش هست

اینگار پتویی را روی چیز ناجوری بیاندازی و خودت رو بزنی به اون راه
بعد هم اون چیز را پاک کنی

به روی تو هم نمی آورد

حتی از یاد خودت میبرد که چه کاره بودی

این کَرَم خدای من است
میفهمی شیطان

به کوری چشم تو

باز میگردم
ولو برای هزارمین بار

ولو برای 1 ملیونومین بار

اما خدایا

کاری که به حق صاحب الزمان مثل یویو هی آمد و رفت نکنیم

یه توبه ی نصوح نصیب کن

توبه ای که دیگر دلش را نشکنم

توبه ای که دیگر مرا سرافکنده نکند در پیش فرشته گانت
همان ها که مینویسند

خدایا خداوندا


من ضعیفم
من فقیرم
من حقیرم
من بد بنده ای هستم و تو خوب ربی هستی
تو عظیم و غنی و قوی هستی


خدایا تو ارحم الراحمین هستی

خدایا تو کسی هستی که یحب التوابینی

خدایا تو بدون استحقاق میبخشی

خدایا دست من خالیه خالیه

هیچ ندارم جز اعتراف صادقانه ای که از تقصیر من خبر میدهد
و از ناشکری و ناسپاسی و فراموشکاری من


به من رحم کن خدا
به حق صاحب الزمان


امام زمان

میدونم برای من دعا میکنید

چون که من هم برای شما دعا میکنم

و امکان نداره من بتونم قبل از این که شما برای من دعا میکنید برای شما دعا کنم

آقا روم سیاه

یه قسم شما رو میدم

قسم روز مبادای من هست


آقا جان شما رو در برابر همه ی رفقای تالار به چادر خاکی مادرتون قسم میدم

یه دعایی بفرماید که آدم بشم

من دلم میخواد شیعه بشم

خسته شدم از محب بودن

دلم میخواد شما را در مسیر بندگی خدا مشایعت کنم
باشما باشم

برای من دعایی بفرماید



اللهم عجل لولیک الفرج

وجعلنا من خیر انصاره









و المستشهدین بین یدیه
.
.
.
.
آرزو نمی کنم بیایی! تو آن حقیقت جاودانه ای که می آیی! این را همه میدانند... در ذهن هر ذره رد پای عبور تو نقش بسته تا همه آرزوهای گمشده در تو قامت بگیرند. آرزو می کنم وقتی بیایی چشمهایم شرمسار چشمهایت نشوند...
همین که داشتم این سخنان صاقانه ی شما رو میخودم
بغضم داشت خفم می کرد. خیلی خوشحالم که تو جمع شما عزیزا هست
فقط در مقبل بی وفایم این شعرو مینویسم:

هر لحظه تو در کنار مایی آقا/
انگار که بی قرار مایی آقا/
از گریه های هر شبت خودم فهمیدم/
حالا تو در انتظار مایی آقا/

اللهم عجل لولیک الفرج

تو را دوست داریم.

دل‌تنگی‌های پنهان‌مان گواهی می‌دهد.

فروریختن دل‌مان وقتی که عصر جمعه می شود، شاهد است.

چشم‌هامان سند است و اشک‌هایش.

نه.

زیبائی بی‌کرانت گواه است.

مهربانی‌ات شاهد است.

زلالی و پاک بودنت سند است.

بی‌کرانی زیبائیت نیازی به محبت ندارد.

تو زیبائی، چه من شیدا شوم چه نه. تو دوست‌داشتنی‌ای

چه محبوبِ من باشی چه نه.

تو آفتابی چه چشم‌های من باز باشد چه بسته.

آقا!

ما شما را،

تو را دوست داریم.
گفتگوی یک کودک با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خیلی قشنگه
دانلود کنید
(کلیک راست کرده و گزینه
save target as را انتخاب کنید)
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون که کنار توام ای دلبر محبوب آغوش گشا و به خودت متصلم کن
با گرمی لب های خود ای یوسف زهرا سوزی بده بر جان من و مشتعلم کن
شرمنده ام از حاصل عمرم که تباهی است تو رحم به آلودگی ما حصل ام کن
حیف است دلی که ز گل توست بمیرد با ناله وقت سحر ات زنده دلم کن
این بنده درگیر به افراط و به تفریط خواهش ز تو دارد که بیا معتدل ام کن
گر با گنه ام باعث آزار تو هستم با آمدن پیک اجل زیر گل ام کن
آدرس های مرجع