تا کي به تمناي وصال تو يگانه
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد که سرآيد غم هجران تو يا نه
اي تيره غمت را دل عشاق نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
عاقل به قوانين خرد راه تو پويد
ديوانه برون از همه آئين تو جويد
تا غنچهء بشکفتهء اين باغ که بويد
هر کس به بهاني صفت حمد تو گويد
بلبل به غزل خواني و قُمري به ترانه
شیخ بهایی
سلام مولای مهربونم..
سلام مولای منتظر!!!
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقوُمُ ،
سلام بر تو هنگامى که بپا مى ایستى
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ
سلام بر تو هنگامى که مى نشینى
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْرَءُوَتُبَیِّنُ
سلام بر تو هنگامى که (فرامین حق را) مى خوانى و تفسیر مى کنى
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ
سلام بر تو هنگامى که نماز مى خوانى و قنوت می کنى
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ
سلام بر تو هنگامى که رکوع و سجده بجاى می آورى
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ
سلام بر تو هنگامى که ((لا اله الا اللّه )) و ((اللّه اکبر)) می گوئى
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَحْمَدُوَتَسْتَغْفِرُ
سلام برتو هنگامى که خدا را ستایش می کنى و از او آمرزش می خواهى
شب اول ماه رجب شد و مومنین برای هم پیام تبریک میدن
و التماس دعا میگن
منم اومدم اینجا براتون بنویسم:
"مولای مهربونم حلول ماه رجب بر شما مبارک"التماس دعا آقا جان...
بيا ساقي تا بدست طلب گيرم از كف تو جام پي در پي
به داد دل اي قرار دلم، نو بهار دلم ميرسي پس كي
چون آن ابر نو بهارم من
به دل شور گريه دارم من
ميتوانم آيا نبارم من؟
نه تنها از من قرار دل مي ربايد اين شور شيدايي
جهاني را ديده ام يكسر غرق درياي ناشكيبايي
بيا در جام مشتاقان، گل افشان كن گل افشان كن
به روي خود شب ما را، چراغان كن چراغان كن
چون آن ابر نو بهارم من
به دل شور گريه دارم من
ميتوانم آيا نبارم من؟
سهم ما چشم به راهان غم و درد است هنوز
روزهامان همه چون یک شب سرد است هنوز
یک شب سرد ، غم و درد و مردی تنها
[b]این همه خانه چرا بادیه گرد است هنوز
مهدی جان بگذار نباشد بر من صبحی که بدون تو آغاز شود.
در آن پگاهی که نسیم عشق شروع به وزیدن میکند، در آن سکوت صبحگاهی، فقط تویی که میتوانی روح سوهان خوردهی مرا از زخم زمانه التیام بخشی.
مولای من میگویند انتظار مثل درد دندان است ولی نه، اگر اینطور بود، آن را به راحتی به دور میانداختم.
والله که از انتظار بند بند وجودم در آتش فراقت میسوزد.
یا صاحبالزمان تا کی در آسمان به پرنده خیره شوم؟
تا کی گلهای سرخ را به یادت بر پردهها سنجاق کنم؟
تا کی در پیادهروی نگرانی انتظار قدم زنم؟
مولای من ارمغان غیبت تو، دل شکستهای ست که در قفس سینهام بر بستر انتظار آرمیده است.
یا صاحبالزمان سایهی سبزت بر سرم کم مباد.
ای کاش دعایم مستجاب میشد که خداوند گناهانم را به محضرت نرساند تا دل پر دردت از دست نوکر بی مقدارت نرنجد، کاش بر دعای فرجم در حق تو ای گل زهرا سلاماللهعلیها، مرغ آمین، آمین میگفت و تو را از زندان غیبت نجات میداد.
آیا مرا به مروارید بخشش مزیّن خواهی کرد؟
نمیدانم چهطور بگویم که خودم هم راضی شوم.
اگر با زبانِ دلم شروع کنم حرفم زود تمام میشود، امّا دوست دارم با همان امامی نجوا کنم که بهایی برای محبّتش نداده بودم.
داشتم زندگیم را میکردم؛ تا این که صحبت از آقایی به میان آمد که خود غریب بود و به درد دیگران آشنا. گفتم یا علی بگویم و با آقایی که این همه ذکر خیرش را میکنند، صحبتی کنم.
کلام اوّل همان و جواب هم همان.
به خدا اصلاً نمیتوانم چیزی از محبّت اربابم بگویم.
اگر شرمندگی را بهانه قرار دهم، باز هم وجدانم راضی نمیشود و راستی اگر شرم میکردم . . .
و کلام آخر:
خدایا اگر قرار است بمیرم، بگذار امامم بیاید؛
اگر قرار است بسوزم، بگذار امامم ببیند؛
و اگر قرار است به غربت نشستن او از جانب ما باشد،
الهی العفو!
دل نوشته ی شما برای مولا چیه ؟؟؟؟