تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

یک روز بالاخره از پشت ماه صدایم میزنی, یک روز بالاخره پاورچین پاورچین توی خانه ی قلبم سرک میکشی، یک روز بالاخره تمام دلتنگیهایم را ورق ورق میکنم میریزم پای بنفشه ها...
یک روز بالاخره از راه میرسی، شبیه بهار...
یک روز بالاخره بوسه میزنم گوشه ی عبایت را. یک روز بالاخره پر میشوم از سالهای تنهاییت، یاد میگیرم صدای نگاهت را وقتی توی کوچه باغهای شهر بی کسی من میپیچد... میشناسمت...
یک روز بالاخره از راه میرسی، شبیه بهار...

برگرد بهار دلم....
بی تو پاییز تنها مانده است...
بسم ا...


داریم به عید قربان نزدیک میشیم ...

عرفه در راهه ....

صدای زنگ قافله میاد ....

کاش میشد سالی میرسید که آقا امام حسین دیگه به سمت کربلا حرکت نکنه ..............

یا سالی میرسید که منم لیاقت بودن پای این رکاب رو پیدا میکردم .........

قربون شال مشکیت آقاجون که عالمی رو پابرجا نگه داشته ..........

قربون پرچم قرمز گنبد آقا که ودیعه دار ظهور حتمی شماست .........

برامون دعا کن که برا تو حبیب بشیم .......

مسلم بشیم ........

زبیر بشیم ........

وهب بشیم .........

تا دل عمه تون ازمون نلرزه ..........




اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری سلام ا... علیهم
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد...
بر شوره زار دلها ؛باران نخواهد آمد...
شاید به شعرتلخم خرده بگیری اما...
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد...
باید کلاس اول این جمله را عوض کرد...
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد...
مصطفی قلیزاده علیار

باز آ، که نو بهار به نام تو بشکـُفـَد

نوروز سرفراز به کام تو بشکـُفـَد

سر مستی دوبارۀ عیش جهان پیر

از جلوۀ شکوهِ تمام تو بشکـفـد

سربسته مانده راز شکوفایی زمین

برگرد، از طراوت گام تو بشکـفـد

بنگر، فروچکد شب ظلمت سرای پست،

آفاق از بلندی بام تو بشکـفـد

بر کاخ اهلِ ظلم، وزد غارتِ خزان

در پیشگاهِ عدلِ تو آلام بشکـفـد

ارباب زور اریکه قدرت فرونهند

تا از نشاط ، چهره ایام بشکـُفـَد
بسم الله


مردم عرفه زار میزند




آقای عرفه داد میزند


مولایم غریبگی داد میزند


تنهایی داد میزند




از دست ما فریاد میزند


چقدر بی انصافیم...


مولایی از صد برگ گل بهتر


را میدهیم آزار




آری عرفه بی انصافی ما داد میزند


آری عرفه


غریبی از هفت آسمان زیباتر را زار میزند


آری عرفه


تشنگی همیشگی مولایم حسین را میگوید


آری عرفه


گریه ی هر روزی ی مولای زمانه ی مرا داد میزند


مردم کمی فکر


اینقدر جهالت بس نیست؟؟؟؟


الهم عجل لولیک الفرج
[تصویر: 579221_517611821585344_1984364071_n.jpg]
"صلوات "

برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
فراموشمان نشود.

"خدایا با ما آن کن که لایق حضرت توست."
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم

و لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه

و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چشم دل باز کن اي خفته که جانان بيني
پرتو روشن خورشيد درخشان بيني

چشم دل باز کن و بر افق جاده نگر
تا که خود آمدن منجي انسان بيني

ميرسد حضرت او پشت در خانه نگر
که ز نورش همه جا روشن و تابان بيني

شده عالم همه در شوق تمناي وصال
بنگر تا که جهان در طلب آن بيني

ميرسد عطر نفسهاي حبيب از همه جا
همه را در طلبش طالب و خواهان بيني

بنگر شور و تب ديدن او در همه کس
جوشش و ولوله در عالم امکان بيني

ميرسد لحظه زيباي ظهورش که تو خود
عالم از برکت او جمله گلستان بيني

وبگاه اشعار مهدوي

صلوات
یا الله


باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه آئینه

باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی

از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز

با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد غصه می سوزد
شب می گدازد سایه می میرد
تا عطر آهنگ تو می رقصد
تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه دیدار
تا روزهای با توبارانی
غم می کُشد ما را تو می بینی
دل می کِشد ما را تو می دانی



خسته ام از این کویر
این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل
این سقوط ناگزیر
آسمان بی هدف
بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه
بیدهای سر به زیر
ای نظاره ی شگفت
ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر
ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح
سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط
مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان
مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی
اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب
در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم
با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور
تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور
دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آنطرف
پشت میله ها رها
این منم در این طرف
پشت میله ها اسیر
دست خسته ی مرا
مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر
خسته ام از این کویر!


قیصر امین پور
بسم الله


گاهی گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست
...

باید بنیشینی و نظاره کنی ؛


اما "مرکــــــــــــــــز" را ،


که درست انتخاب کرده باشی ،


"دلت قرص باشد"؛


دیگر هر چه می خواهد بچرخد ...


هر چه می خواهد بچرخد ...


*ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ راضیه مرضیه*






mosaferezamin.blogfa.com
آدرس های مرجع